اخبار نخبگان

سواد خانواده | چرا همسرم بعد از چند سال زندگی مشترک هنوز به من بی‌اعتماد است؟

سواد خانواده | چرا همسرم بعد از چند سال زندگی مشترک هنوز به من بی‌اعتماد است؟

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین رضا یوسف زاده، کارشناس و مشاور ازدواج و خانواده به پرسش و پاسخی در موضوع «بی‌اعتمادی در زندگی مشترک» پرداخته است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

سؤال:

* متأسفانه همسرم به من بسیار بی‌اعتماد است و این مسئله واقعاً مرا آزار می‌دهد. بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک، برای کوچک‌ترین بیرون رفتن، از من بازجویی می‌شود. چه کار کنم؟

پاسخ:

بی‌اعتمادی در روابط می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. ممکن است این آقا در گذشته تجربه‌های بدی داشته باشد، یا تجربیات نامناسبی از دیگران شنیده باشد، یا نگرانی‌های شخصی داشته باشد. ممکن است این بی‌اعتمادی از درون خودش ناشی شود یا حتی سوءتفاهم‌هایی میان آنها پیش آمده باشد.

پیدا کردن علت بسیار مهم است. باید ببینیم چه چیزی باعث شده است که او این‌گونه رفتار کند. آیا فقط با شما این‌طور است یا با فرزندان هم همین رفتار را دارد؟

خواهر گرامی، به نظر شما این چیزی که به قول خودتان «بازجویی»، «بی‌اعتمادی» و «گیر دادن» است، از کجا می‌آید؟ چرا آدم‌ها بی‌اعتماد می‌شوند؟

ریشه درونی بی‌اعتمادی، احساس ناامنی است. این جمله را عرض کردم که اگر آن را متوجه شویم، خیلی بهتر می‌توانیم روی همسرمان اثر بگذاریم. چرا همسرم می‌گوید «کجا رفتی؟ چه کار کردی؟» چون احساس ناامنی می‌کند.

پس باید به او احساس امنیت بدهیم. راهکار همین است. شما هرچه بتوانید احساس امنیت همسرتان را افزایش دهید، این گیر دادن‌ها و به قول شما بازجویی‌های او کاهش پیدا می‌کند.

حالا می‌فرمایید چه کار کنیم؟ نفرمایید شما خودتان استاد شده‌اید! دیگر در برنامه‌های ما من این‌قدر یاد گرفته‌ام که شاگرد گفت‌وگو باشم.

استاد، چه کار کنیم که احساس امنیت ایجاد شود؟

اول، شفافیت در رفتار. هر چیزی که ابهام دارد، چه اشکالی دارد که درباره آن توضیح بدهیم و اجازه بدهیم احساس امنیت او بیشتر شود؟ به جای اینکه بگوییم «بازجویی می‌کند»، بگوییم «می‌خواهد در تعاملش احساس امنیت پیدا کند». من توضیح می‌دهم که کجا رفتم و چه کاری انجام دادم. این کار می‌تواند احساس امنیت او را افزایش دهد.

دوم، شناسایی حساسیت‌ها. ما بعضی وقت‌ها می‌بینیم یک نفر نسبت به موضوعی حساس است، اما مدام دست روی همان نقطه می‌گذاریم. بعد او بیشتر احساس ناامنی می‌کند و برای اینکه این احساس ناامنی را مدیریت کند، شروع به کنترل ما می‌کند.

پس روی چیزی که همسرتان نسبت به آن حساس است، دست نگذارید. اگر می‌گوید «فلان ساعت نرو»، «پیش فلانی نرو»، «این کار را نکن»، یا درباره رفتن شما به جایی حساسیت نشان می‌دهد، بدانید که آنجا برای او یک نقطه حساس است. یک جایی درد دارد و یک نقطه ضعف وجود دارد؛ اصلاً روی همان نقطه دست نگذارید که بعد باعث شود او بیشتر اذیت شود و شما را کنترل کند.

گام سوم، گفت‌وگوی شفاف و باز. به خداوند بزرگ قسم، میان انسان‌ها گفت‌وگوی شفاف، باز و صمیمی معجزه می‌کند.

حرف بزنیم. بگوییم: «بنشینیم یک جای آرام، زمانی که اعصابت ناراحت نیست. من هم بیرون نرفته‌ام که بعد از برگشتن، شما از من سؤال کنید. همین‌جا در خانه بنشینیم و صحبت کنیم. ببین، وقتی من می‌روم و برمی‌گردم و شما به من بی‌اعتمادی می‌کنی، من ۳۰ سال است که با تو زندگی می‌کنم. آیا خطایی از من سر زده است؟ وقتی شما این کار را می‌کنی، احساس من این است که ناراحت می‌شوم و این اتفاق برای من می‌افتد.»

باور کنید حتی خشن‌ترین انسان‌هایی را هم که در زندگی‌مان می‌بینیم، اگر با آنها منطقی و با محبت صحبت کنیم، آرام‌آرام ممکن است همراه شوند. ممکن است در طول ۳۰ سال، این رابطه به اندازه کافی گرم و صمیمی شکل نگرفته باشد، اما آرام‌آرام می‌توان او را همراه کرد؛ چون طبع انسان با گفت‌وگو سازگار است.

حتی اگر طبع انسان خراب شده باشد، شما باز هم این گفت‌وگو را شفاف‌تر و صمیمی‌تر کنید و برای تغییر الگوهای رفتاری خود صبوری داشته باشید. حتی اگر همسرتان تغییر نکند، شما الگوی رفتاری خودتان را تغییر دهید؛ همین کار می‌تواند به بهبود رابطه شما کمک کند.

برای شنیدن و دانلود صوت اینجا را کلیک کنید

لینک منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *