الگوی سوم زن در اندیشه امام خامنهای؛ حضرت زهرا(س) مانیفست جامع حیا، حماسه و تمدنسازی است
به گزارش پایگاه خبری و رسانهای حوزههای علمیه خواهران، متن یادداشت خانم خدیجه حامدی، معاون پژوهش مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم (ع) شهر ری تهران و مدرس حوزه و دانشگاه بهشرح زیر است:
در تلاطم امواج سهمگین و قطببندیهای فرساینده جهان معاصر، بحران هویت زن به یکی از پیچیدهترین گرههای تمدنی بشر بدل شده است. از یکسو، قرائتهای متحجرانه، زن را عنصری حاشیهای، منفعل، فاقد اراده تاریخی و محصور در دیوارهای نادیدهانگاری میپسندند؛ و از سوی دیگر، نظام سرمایهسالار مدرن با ادعای فریبنده رهایی، زن را از کانون قدسی و کرامت ذاتیاش تهی کرده و به کارگزاری در خدمت چرخدندههای مصرفزدگی، کالاییسازی بدن و ابتذال هویتی فروکاسته است. در این برهوت معنا، نیاز به یک «الگوی سوم» نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بازمهندسی زیست بشری است. در این میان، دستگاه تحلیلی رهبر حکیم انقلاب، امام خامنهای، در بازخوانی سیره حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)، افقی نو و منشوری زنده پیش روی ما میگشاید. ایشان زهرای مرضیه را نه صرفاً چهرهای قدسی و فرازمینی که تنها باید بر مظلومیتش گریست، بلکه قله جامعیت انسانی، عقلانیت تمدنی، پویایی اجتماعی و مانیفست موازنه میان حیا و حماسه معرفی میکنند. واکاوی عمیقتر این هندسه در پرتو ده فراز بنیادین و بیانات هدایتگر معظمله، تصویری جامع از هویت زن تراز اسلام برای امروز و فردای تاریخ پیش چشم مینهد.
۱. توحید عملی و صدق وجودی؛ خاستگاه حماسه و زایش مدنیت نخستین و اصیلترین رکن در شخصیتشناسی فاطمی، ریشه دواندن تمام کنشهای فردی و اجتماعی در زلال بندگی خداست. در نگاه جامعهشناختی رایج دنیای غرب، کنشگری سیاسی اغلب از میل به قدرت، منفعتطلبی یا کشمکشهای حزبی برمیخیزد؛ اما در منطق نبوی و علوی، سیاست و حضور اجتماعی امتداد طبیعی توحید و صدق باطنی است. محراب مناجات حضرت صدیقه، بستر گریز از جهان واقعی نبود، بلکه چشمه جوشانی بود که ارادههای پولادین را برای اقامه قسط و عدل سیراب میکرد. انسان تا در باطن خویش در برابر خدای یگانه به خاک نیفتد، نمیتواند در برابر طاغوتهای زمانه سر برآورد؛ از نگاه امام شهید و قائد بیدار امت: «اگر بندگی خدا در فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها نبود، او صدیقهی کبری نبود. صدیق یعنی چه؟ صدیق کسی است که آنچه را میاندیشد و میگوید، صادقانه در عمل آن را نشان دهد. هرچه این صدق بیشتر باشد، ارزش انسان بیشتر است… این بزرگوار صدیقه کبری است؛ یعنی برترین زن صدیق.» (بیانات در دیدار جمعی از مداحان، ۱۳۸۴/۰۵/۰۵) تعمق تحلیلی در این فراز نشان میدهد که صدق، فقط فضیلتی در ساحت زبان نیست؛ بلکه انطباق صددرصدی اندیشه، گفتار و عمل در سختترین بزنگاههای تاریخی است. زهرای اطهر بدان دلیل «صدیقه کبری» است که تمام باورهای وحیانی را در آزمایشگاه سخت زندگی—از شعب ابیطالب تا غربت مدینه—عینیت بخشید. برای زن و جوان امروز که از نفاق مدرن، نقابهای رسانهای و دوگانگی ادعا و عمل در ساختارهای اجتماعی رنج میبرند، این گزاره درسی راهبردی است: اصالت، نفوذ کلام و اثرگذاری تمدنی، میوه درخت توحید ناب و یگانگی قول و فعل انسان است.
۲. زهد آگاهانه؛ سنگر مقاومت در برابر هژمونی مصرفگرایی و طبقاتیشدن جامعه با ورود ثروتهای حاصل از فتوحات به مدینه، جامعه نوپای نبوی با بزرگترین چالش اخلاقی و جامعهشناختی خود مواجه شد: بازگشت ناخودآگاه به اشرافیت جاهلی و وسوسه نمایش ثروت. این آزمونی است که اغلب انقلابها در مرحله استقرار با آن دستبهگریبان میشوند؛ تبدیل شدن مجاهدان دیروز به مرفهان بیدرد امروز. در چنین بزنگاه حساسی، فاطمه زهرا (س) که دختر عالیترین مقام حکومتی جهان اسلام بود، راهبردیترین تصمیم را گرفت؛ زیست زاهدانه نه از سر اضطرار یا ناداری، بلکه به مثابه یک کنش سیاسی و نمادین برای حراست از جهتگیری آرمانی امت؛ چنانکه قائد شهید عظیمالشأن امت اسلام با ظرافتی تاریخنگارانه تصریح میکنند: «راه فتوحات و غنایم که باز میشود، دختر پیغمبر ذرهای از لذتهای دنیا و تشریفات و تجملات و چیزهایی را که دل دختران جوان و زنها متوجه آنهاست، به خود راه نمیدهد. عبادت فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها، یک عبادت نمونه است.» (بیانات در دیدار جمعی از بانوان، ۱۳۷۱/۰۹/۲۵) در تحلیل این کلام، زهد فاطمی یک اعتراض به فرهنگ مصرفزدگی است. امروز نیز که امپریالیسم رسانهای و سرمایهداری جهانی هویت زن را با مُد، تجملات پوچ، رقابتهای تحقیرآمیز مصرفی و اسارت در برندها تعریف میکند، سلوک زهرایی به زن معاصر قدرت «نه گفتن» میبخشد. این زهد، نه تارک دنیا بودن، بلکه وارستگی از بند تعلقات مادی است تا انسان سبکبال و آزاده بماند و انرژی وجودی خود را صرف تعالی روح، اندیشهورزی و گرهگشایی از مسائل جامعه کند.
۳. اعجاز دگرخواهی؛ الگوی عدالت توزیعی و همبستگی در متن محرومیت یکی از زیباترین جلوههای روانشناختی و اجتماعی سیره حضرت صدیقه طاهره، بازتعریف مفهوم «ایثار» است. در جهانی که نظریههای مادیگرایانه، انسان را موجودی اصالتاً منفعتطلب و در پی بقای فردی ترسیم میکنند، مکتب فاطمی اصل را بر «دیگرخواهی در راه خدا» قرار میدهد. اوج این سیره، انفاق داراییهایی است که خود انسان بدان شدیداً نیازمند است. شهید امام خامنهای این صحنه پرشکوه را با تکیه بر متون اصیل روایی چنین بازخوانی میکنند: «وقتی پیغمبر پیرمرد مستمندی را به درخانهی امیرالمؤمنین علیهالسلام فرستاد که «برو حاجتت را از آنها بخواه»، فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها تختهی پوستی را که حسن و حسین روی آن میخوابیدند و به عنوان زیرانداز فرزندان خود در خانه داشت و چیزی جز آن نداشت، به سائل داد و گفت «ببر بفروش و از پول آن استفاده کن!» این، شخصیت جامعالاطراف فاطمهی زهراست.» (بیانات در دیدار جمعی از بانوان، ۱۳۷۱/۰۹/۲۵) امتداد تحلیلی این رخداد تاریخی در جامعه امروز ما، بازآفرینی سرمایه اجتماعی از مسیر مواسات و همدلی است. در زمانهای که فاصلههای طبقاتی و فشارهای معیشتی میتواند به فرسایش اخلاق و بیتفاوتی عمومی بینجامد، یادآوری این بخششِ فراتر از تصور، وجدان عمومی را بیدار میسازد. بخشیدن بستر خواب کودکان نه یک رفتار عاطفی شتابزده، بلکه ترجمان عملی آیه شریفه «وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ» است؛ مانیفستی برای ساختن جامعهای که در آن هیچ دردمندی در رنج خویش تنها نماند.
۴. ترازوی انصاف؛ نقد ساختاری مدعیان ولایت و ضرورت بازگشت به درد محرومان در نگاه رهبر شهید انقلاب، تاریخ صرفاً داستان گذشتگان نیست، بلکه آیینهای برای بازشناسی آسیبهای زمان حال است. یکی از برجستهترین ویژگیهای اندیشه معظمله، برخورد نقادانه با ظاهرگراییهای مذهبی و قضاوت درباره خلوص ادعاها در ترازوی عمل است. ایشان ماجرای بیمانند انفاق قرصهای نان افطار توسط اهلبیت (ع) به یتیم و مسکین و اسیر—که سوره هلاتی در شأن آن نازل شد—را نه صرفاً به عنوان یک مدح تاریخی، بلکه به مثابه تازیانهای بر گرده راحتطلبی و تفاخرهای خالی از شعور انقلابی فرود میآورند؛ در بیانات هشداردهنده امام شهید امت آمده است: «آن بزرگوار برای خاطر گرسنگان، نان را از گلوی خود و عزیزانش — مثل حسن و حسین علیهالسلام و پدر بزرگوارشان علیهالسلام — برید و به آن فقیر داد؛ نه یک روز، نه دو روز؛ سه روز! ما میگوییم پیرو چنین کسی هستیم؛ ولی ما نه فقط نان را از گلوی خود نمیبریم که به فقرا بدهیم، اگر بتوانیم، نان را از گلوی فقرا هم میبریم!» (بیانات در دیدار مسئولان نهضت سوادآموزی، ۱۳۷۰/۱۰/۰۵) این هشدار تلخ و درعینحال مشفقانه، ضرورت یک خانهتکانی اخلاقی و سیستمی را در حکمرانی و سبک زندگی گوشزد میکند. شیعه فاطمه (س) بودن، با رانتخواری، امتیازطلبی، بیعدالتی اقتصادی و بیخبری کارگزاران از سفره تهیدستان هیچ نسبتی ندارد. این تحلیل، شاخصی قطعی برای ارزیابی مدیران، نخبگان و تکتک شهروندان در دوران ماست: آیا ساختارهای اقتصادی و مشی فردی ما به سمت کاستن از رنج محرومان حرکت میکند یا به انباشت رفاه برای اقلیتی خاص میانجامد؟
۵. معماری آرامش؛ نقش بنیادین و راهبردی زن در پشتیبانی از جهاد و سنگرها خانواده در مکتب اسلام، خلوتگاهی برای غفلت از مسئولیتهای تاریخی نیست؛ بلکه پایگاه پشتیبانی و قرارگاه ارتقای معنوی مجاهدان فیسبیلالله است. در دورهای که نهال اسلام با هجوم بیوقفه مشرکان و یهودیان کینهتوز تهدید میشد، امیرالمؤمنین علی (ع) پرچمدار بیبدیل تمامی نبردها بود. اما پشت سر این شمشیرزن نامدار و قهرمان میادین، زنی ایستاده بود که اضطرابهای جبهه را در کانون مهر خویش ذوب میکرد. رهبر شهید انقلاب اسلامی با رویکردی عمیقاً جامعهشناختی و با احصای مستند رخدادهای صدر اسلام، این زاویه پنهانمانده از حیات حضرت را چنین تشریح میکنند: «شما ببینید شوهرداری فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها چگونه بود. در طول ده سالی که پیامبر در مدینه حضور داشت، حدود نه سالش حضرت زهرا و حضرت امیرالمومنین علیهالسلام با همدیگر زن و شوهر بودند. در این نه سال، حدود شصت جنگ اتفاق افتاده… حالا شما ببینید، او خانمی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ میماند — این قدر جبهه وابستهی به اوست — از لحاظ زندگی هم وضع روبهراهی ندارند… یعنی حقیقتا زندگی فقیرانهی محض داشتند؛ در حالی که دختر رهبری هم هست، دختر پیامبر هم هست، یک نوع احساس مسوولیت هم میکند.» (بیانات در دیدار جمعی از مداحان، ۱۳۷۷/۰۲/۰۷) این بازخوانی، مفهوم «همسرداری» را از تعاریف سنتیِ محدودکننده و نگاههای فمینیستی تقلیلگرا خارج میسازد. در این منظر، آرامشبخشی به همسری که بار سنگین دفاع از حق را به دوش میکشد، جهادی خاموش اما همسنگِ حضور در خط مقدم است. اگر مدیریت هوشمندانه و صبوری زهرای مرضیه در اداره بحرانهای روحی و معیشتی آن سالها نبود، تداوم پیروزیهای اسلام ناممکن مینمود. برای بانوان امروز، بهویژه در عصر نبردهای چندلایه هویتی و تمدنی، این سیره نشان میدهد که چگونه یک زن میتواند با درایت خویش، خانه را به امنترین سنگر پایداری و تابآوری اجتماعی بدل سازد.
۶. زیست مؤمنانه در خانه؛ بازآفرینی شرافت انسانی و پایان سلطهگری درونخانوادگی یکی از پرتکرارترین شبهات مدرن، تعارضافکنی میان اقتدار زن و تمکین او در کانون خانواده است. مکاتب غربی با نگاه حقوقیِ صِرف و فردگرایانه، نهاد خانواده را به میدان منازعه بر سر قدرت و سهمخواهی تبدیل کردهاند. در مقابل، پیوند میان علی (ع) و فاطمه (س)، عالیترین نماد تفاهم عاشقانه، احترام متقابل و همدلی مؤمنانه است؛ فضایی آکنده از کرامت که در آن نه خبری از تحکم و زورگویی مردانه است و نه اثری از ناسازگاری و بهانهجویی. به روایت مقتدای شهید، اندیشمند و حکیم امت اسلامی: «امیرالمومنین علیهالسلام دربارهی فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها فرمود: «ما اغضبنی و لا خرج من امری.» یکبار این زن در طول دوران زناشویی، مرا به خشم نیاورد و یکبار از دستور من سرپیچی نکرد. فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها با آن عظمت و جلالت، در محیط خانه، یک همسر و یک زن است؛ آنگونه که اسلام میگوید.» (بیانات در دیدار جمعی از بانوان، ۱۳۷۱/۰۹/۲۵) تدقیق و تفقه روانشناختی این فراز، نشان می دهد که آرامش و اطاعت حضرت فاطمه در خانه ناشی از ضعف یا تحمیل اجتماعی نبود؛ چراکه او همان بانویی است که در مسجد مدینه در برابر بزرگترین رجال حکومت وقت خروشید و خطبه خواند. او با اراده و معرفت خویش محیط خانه را به حریم امن عاطفه و آرامش بدل کرد. این رفتار ثابت میکند که عظمت علمی و اجتماعی زن نباید سبب فروپاشی حریم انس خانوادگی شود. سلامت روان نسلها و کاهش آمار فزاینده طلاق و گسستهای عاطفی در دنیای امروز، در گرو احیای همین روحیه رفاقت، مدارا و همدلی در محیط خانواده است.
۷. مادری تمدنساز و کانون مراجعات جامعه؛ تربیت پیشوایان تاریخ تفکر مادی معاصر، مادری را مانعی در برابر پیشرفت فردی و شغلی زن قلمداد میکند؛ گزارهای ویرانگر که نهاد جامعه را با بحران پیری جمعیت، خلاء عاطفی کودکان و اضمحلال ارزشهای اخلاقی مواجه ساخته است. اما در مکتب فاطمی، مادری والاترین شغل و نقطه عطف تمدنسازی است. فاطمه زهرا (س) در کوتاهترین عمر ممکن، فرزندانی پرورد که هر یک مسیر تاریخ را برای همیشه روشن ساختند؛ از حلم مدنی حسن (ع) و حماسه خونین حسین (ع) تا پیامآوری بیهمتای زینب کبری (س). درعینحال، این رسالت بزرگ خانگی هرگز او را از پاسخگویی به مراجعات فکری، شرعی و انسانی مردم بازنداشت. شهبد امام خامنهای این توازن شگفت را چنین تبیین میفرمایند: «زندگی فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها از همهی ابعاد، زندگیای همراه با کار و تلاش و تکامل و تعالی روحی یک انسان است. شوهر جوان او دائما در جبهه و میدانهای جنگ است؛ اما در عین مشکلات محیط و زندگی، فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها، مثل کانونی برای مراجعات مردم و مسلمانان است. او دختر کارگشای پیغمبر است و در این شرایط، زندگی را با کمال سرافرازی به پیش میبرد: فرزندانی تربیت میکند مثل حسن و حسین و زینب؛ شوهری را نگهداری میکند مثل علی و رضایت پدری را جلب میکند مثل پیغمبر!» (بیانات در دیدار جمعی از بانوان، ۱۳۷۱/۰۹/۲۵) این تصویر درخشان، پارادایم کاذب «یا مادری یا کنشگری اجتماعی» را فرومیپاشد. زهرای اطهر نشان داد که میتوان در بالاترین سطح به تربیت انسان پرداخت و همزمان کانون گرهگشایی از گرههای فکری و معیشتی زنان و مردان جامعه بود. این مدل، راهنمایی عملی برای زنان فرهیخته عصر ماست تا بدون قربانی کردن نقش مادری، ظرفیتهای علمی و مدیریتی خویش را در خدمت اصلاح و پیشرفت جامعه به کار گیرند.
۸. روانشناسی مراقبت و راز جاودانگی نشان «امابیها» لقب شگفتانگیز «امابیها» (مادرِ پدرش) که پیامبر اکرم (ص) به فاطمه زهرا اعطا فرمود، صرفاً تعبیری احساسی نیست؛ بلکه حامل بار معرفتی و روانشناختی بسیار عمیقی است. این عنوان پررمزوراز، ریشه در سالهای خفقان، محاصره و ترور در مکه و شعب ابیطالب دارد. در روزگاری که بتپرستان بر سر و روی رسول خدا خاکستر میریختند و کینههای جاهلی جان نبی را میفرسود، این دختر خردسال بود که در نقش مادری مهربان، زخمهای جسم و جان پیامبر را شستوشو میداد و تکیهگاه روانی رهبر امت میشد؛ در منظر ژرف و انسانی رهبر شهید انقلاب اسلامی: «امابیها! نامیدن آن حضرت، به دلیل خدمت، کار، مجاهدت و تلاش اوست. آن حضرت چه در دوران مکه، چه در دوران شعبابیطالب و چه آن هنگام که مادرش خدیجه از دنیا رفت و پیغمبر را تنها گذاشت، در کنار و غمخوار پدر بود… فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها در آن روزها قدبرافراشت و با دستهای کوچک خود غبار محنت را از چهرهی پیغمبر زدود.» (بیانات در دیدار جمعی از خواهران، ۱۳۷۳/۰۹/۰۳) این سیره، تجلی نیروی شگفتانگیز عاطفه زنانه است؛ عاطفهای که منفعل و شکننده نیست، بلکه صبور، التیامبخش، شجاع و تابآور است. در تحلیل روزآمد، این بعد از شخصیت زهرای مرضیه به ما میآموزد که زنان، حاملان اصلی انرژی مقاومت و امید در روزهای سخت تاریخیاند. زن مسلمان با برخورداری از این سرچشمه عاطفی، همواره پناهگاه مردان، فرزندان و ملت خویش در بحرانهای سنگین سیاسی و اجتماعی بوده و اجازه نداده است که یأس و ناامیدی بر اراده جامعه حاکم شود.
۹. شکستن دوگانه جعلی انزوا و ابتذال؛ زن در قامت رهبر و مجاهد سیاسی بزرگترین دستاورد نظری و فکری انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و تبیین امام خامنهای، درهمشکستن دوگانه ارتجاعیِ «زن سنتی خانهنشین» و «زن مدرن ابزارشده» بود. خطبه فدکیه و ایستادگی حضرت زهرا (س) پس از رحلت پیامبر، قاطعترین سند تاریخی بر مشروعیت و ضرورت کنشگری سیاسی مستقل و شجاعانه زن است. حضرت صدیقه در عین حفظ بالاترین مراتب عفاف، حجاب و حیا، به متن معرکه وارد شد، ساختار قدرت را به چالش کشید و انحراف از مسیر حق را رسوا ساخت؛ چنانکه در بیانات راهبردی امام شهید تصریح شده است: «در زندگی معمولی این بزرگوار، یک نکتهی مهم است و آن جمع بین زندگی یک زن مسلمان در رفتارش با شوهر، فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یک طرف و بین وظایف یک انسان مجاهد غیور خستگیناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسی مهم بعد از رحلت رسولاکرم صلیاللهوعلیهوآلهوسلم که به مسجد میآید و سخنرانی و موضعگیری و دفاع میکند و حرف میزند و یک جهادگر به تمام معنا و خستگیناپذیر و محنتپذیر و سختیتحملکن است.» (بیانات در دیدار جمعی از مداحان، ۱۳۶۸/۰۹/۲۲) این تبیین، پیامی روشنگر برای زن معاصر دارد: حفظ تقوا، حیا و عفاف، به معنای بیتفاوتی به سرنوشت امت، سکوت در برابر فساد، یا کنارهگیری از تصمیمگیریهای کلان سیاسی نیست. زهرای اطهر با خروش خود در مسجدالنبی ثابت کرد که دفاع از ولایت، عدالت و آزادی، وظیفهای فراجنسیتی است که زن مسلمان باید در خط مقدم آن گام بردارد، هزینه بدهد و رسالت تاریخی خود را به انجام رساند.
۱۰. شجاعت ایستادگی یکتنه در برابر امواج مسلط افکار عمومی تراژیکترین و درعینحال الهامبخشترین فراز زندگی صدیقه طاهره (س)، غربت و تنهایی او در رویارویی با موج حاکم بر افکار عمومی پس از سقیفه است. در جامعهای که خواص آن مقهور قدرت شده، بزرگان قوم سکوت پیشه کرده و تودههای مردم به عافیتطلبی و سازش تن داده بودند، زهرای مرضیه یکتنه قد برافراشت. او با قامتی رنجور اما روحی به بلندای تاریخ، نشان داد که حقانیت یک آرمان، به تعداد طرفداران آن سنجیده نمیشود. مقتدای بصیرتآفرین شهید امت در استخراج این درس حماسی و بیزوال میفرمایند:
«مگر نمیگوییم که «حتّی تورّم قدماها»؟ اینقدر در محراب عبادت خدا ایستاد! ما هم باید در محراب عبادت بایستیم. ما هم باید ذکر خدا بگوییم. ما هم باید محبت الهی را در دلمان روزبهروز زیاد کنیم. مگر نمیگوییم که با حال ناتوانی به مسجد رفت، تا حقی را احقاق کند؟ ما هم باید در همهی حالات تلاش کنیم، تا حق را احقاق کنیم. ما هم باید از کسی نترسیم. مگر نمیگوییم که یکتنه در مقابل جامعهی بزرگ زمان خود ایستاد؟ ما هم باید همچنان که همسر بزرگوارش فرمود «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله»، از کم بودن تعدادمان در مقابل دنیای ظلم و استکبار نترسیم و تلاش کنیم.» (بیانات در دیدار مسئولان نهضت سوادآموزی، ۱۳۷۰/۱۰/۰۵)
تحلیل این رهنمود امام شهید امت در شرایط کنونی نظام بینالملل، قطبنمای حرکت ملتها در مواجهه با جنگ ترکیبی و سلطه رسانهای امپریالیسم جهانی است. در دنیایی که بوقهای تبلیغاتی صهیونیسم و استکبار تلاش میکنند حقیقت را وارونه جلوه دهند و مدافعان استقلال و کرامت را به انزوا بکشانند، درس ایستادگی فاطمی به ما میآموزد که نباید از کمی عِدّه و عُدّه هراسید: «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اهله». پایداری شجاعانه بر مدار اصول الهی، حتی اگر در آغاز غریبانه به نظر برسد، سرانجام پردههای فریب را خواهد درید و وجدانهای بیدار را به خروش خواهد آورد.
هویت زن مسلمان و افقهای نوین تمدنسازی اسلامی جمعبندی منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی پیرامون حضرت صدیقه طاهره (سلاماللهعلیها)، ما را به این حقیقت مسلم میرساند که فاطمه زهرا نه یک اسطوره فراموششده در صفحات تاریخ، بلکه «نرمافزار تمدن نوین اسلامی» است. سیره او، گرهگشای اصلی از بنبستهای مکاتب شرق و غرب در تعریف جایگاه زن است.
در این الگوی متعالی، عبودیت با سیاست، زهد با بخشندگی، عطوفت خانوادگی با قاطعیت در برابر ستمکاران، و حیا با شجاعت درهمتنیدهاند. زن امروز با سرمشق قرار دادن این مانیفست زنده، نیازی به تقلید از الگوهای بحرانزده مادی ندارد؛ او میتواند در حریم خانه سرچشمه آرامش، مودت و تربیت انسانهای تاریخساز باشد و همزمان در پهنه اجتماع، شجاعانه و عفیفانه برای تحقق عدالت و بیداری امتها پیکار کند. حماسه فاطمی، فریاد رهایی انسان از اسارت نفس و طاغوتها، و نویدبخش حیاتی طیبه بر مدار کرامت، حکمت و استقامت است.
انتهای پیام/