ملامت، نَفَس زندگی را میگیرد؛ تغافل و تشویق را جایگزین کنید
به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام علی اکبر مظاهری، مشاور و کارشناس امور خانواده در یکی از آثار خود در خصوص «ملامت و تربیت در زندگی خانوادگی و همسرداری» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
در ساحت «تربیت»، جایی برای «ملامت»، وجود ندارد. کسانی که ملامت (سرزنش، نکوهش) را در تربیت به کار میگیرند، اشتباه میکنند و نتیجه معکوس میگیرند.
این سخن امام صادق(علیهالسلام) را ببینیم:
«لُو عَلِمَ النّاس کَیفَ خَلقَ اللهُ هذا الخَلق، لَم یَلُم اَحَدٌ اَحَدا»؛ اگر مردمان میدانستند که خداوند، آدمیان را چگونه آفریده است، هیچکس هیچکس را سرزنش نمیکرد. (الکافی، جلد ۳، صفحهٔ ۱۱۳، دارالحدیث)
این حدیث به اندازه یک کتاب صدصفحهای، سخن گفته است.
آفرینش آدمیان گوناگون است. خداوند هرکس را برگونهای آفریده است. هرکس خلقتی ویژه دارد.
اینکه روانشناسان و دانایان، کمتر با مردمان درمیپیچند یا هیچ درنمیپیچند، دلیلش آن است که ایشان، تا اندازهای، ذات آدمی را میشناسند و دلایل رفتار و گفتار و کردار آدمیان را میدانند.
* ملامت در جامعهٔ ما
شوربختانه اعتراف میکنیم که سرزنش، در جامعه ما، خانوادههای ما و تربیت ما، جایگاه بلندی دارد. آدمیان، در این جامعه، از آغاز زندگی اینجهانیشان، زیر بارش سنگین سرزنش قرار دارند؛ از خردسالی، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، کهنسالی و تا همیشه این زندگی.
این عنصر نامطلوب، چنان در ساختار رفتاری ما حضور دارد که گویی جزو ذات خلقت است و بدون آن نمیشود زندگی کرد.
* ملامت در روابط همسران
بسیاری از همسران، نه! بیشتر ایشان، نه! همه آنان، اِلا برخیشان، عنصر ملامت را در روابط خود لحاظ میکنند؛ به زبان میآورند، با نگاهشان میفهمانند، با رفتارشان نشان میدهند، و با این شیوه ناپسندیده، از روزگارشان دمار برمیآورند.
در زمان ما، که دانش مردمان افزون شده و بنابر قاعده، باید کردارهای نادرستمان کمتر شده باشد، اما در برخی از عرصهها چنین نشده، بلکه سیر قهقرایی داریم. در سابق، مثلاً پنجاه سال پیش، همسران، این همه همدیگر را سرزنش نمیکردند.
اکنون ما، در مشاهدهها و مشاورههایمان، شاهد حجم انبوهی از ملامتهای همسرانیم.
سرزنش، به تنهایی، میتواند نفس زندگی را بگیرد. دلها را برنجاند. کینه ایجاد کند. عزتنفس را پایین کشاند و به نزدیک صفر برساند، بدون اینکه ذرهای سودمند باشد.
آدم خردمند، بر مبنای محاسبه عقلش، سودمندی یا زیانمندی کردارها و پدیدهها را محاسبه میکند و چنین نتیجه میگیرد که سودمندیها را بگیرد و زیانمندیها را رها کند. اما ما، در سرزنش، چنین نمیکنیم. یعنی ما عاقل نیستیم؟!
سرزنشگر، عاقل نیست؛ زیرا کاری را میکند که هیچ بهره ندارد و همهاش زیان است.
* پرسشی و پاسخهایی
اینجا همسران میپرسند:
* پس در برابر رفتارهای ناشایسته همسرمان چه کنیم؟
پاسخ:
۱. مطمئنید که کردار او ناشایسته است؟ شاید از دید شما ناشایسته باشد، اما بهواقع، چنین نباشد. بسیاری از ناشایستگیها، از تفکر ما منشأ میگیرد. در تفکر دیگران چنین نیست. او کاری میکند که به نظر خود شایسته است. بهواقع هم شایسته است، اما پندار ما و سلیقه ما آن را نمیپسندد. پس باید تفکر و پندار و سلیقه خود را وارسی کنیم. شاید ما اشتباه میکنیم.
۲. ریشهیابی کنیم. چرا او چنین میکند؟ ریشهٔ این کردار او از کجا تغذیه میکند؟
ریشهیابی کردارها، کار عاقلان است. هیچ عملی، بدون عامل نیست. شاید بدرفتاری او برخاسته از بدکرداری ما باشد. شاید عمل او، عکسالعمل رفتار ماست. شاید از چیزی رنج میبرد. شاید دردی دارد که نمیخواهد یا نمیتواند بیان کند. شاید عامل وراثتی دارد؛ ژنتیکی است، ناخواسته به او سرایت کرده. شاید بیمار است. و هزار شاید دیگر.
* وسواس
بنابر مثال: یک آدم وسواسی، قابلسرزنش نیست. سزاوار توبیخ نیست. ناخواسته وسواسیگری میکند. بیمار است. از والدین و نیاکانش به او ارث رسیده. کجفهمی مسائل شرعی یا بهداشتی یا پزشکی باعث وسواس او است. اضطراب دارد. استرس بر او وارد شده است. سرزنشهای ما و دیگران وسواسش را تشدید کرده. درمان نکرده. درمانگرش دانا و توانا نبوده. و هشتاد عامل دیگر.
* نکته مهم
ما، وسواسیها را، در یک جا تذکر میدهیم (تذکر، نه ملامت)، و آن جایی است که تن به درمان نمیدهد. راهکارهای درمانگرش را نمیپذیرد. اگر دارودرمانی لازم است، دارو مصرف نمیکند، یا درمان را کامل نمیکند. در این مورد ویژه، تذکر ناصحانه لازم است، نه نکوهش بدرفتارانه.
۳. تغافل کنیم
تغافل یعنی چشمپوشی بزرگوارانه. کردار ناشایست شخص را به رخ او نکشیدن. میدانیم، اما گویا نمیدانیم. او میفهمد که ما میدانیم، اما به رخ او نمیکشیم. همین کار سبب اصلاح و جبران میشود. تغافل، طرف را شرمنده میکند و به اصلاح و جبران وامیدارد.
امیر مومنان(ع) فرمودهاند:
«مِن اَشرَفِ اعمال الکَریم غَفلَتُهُ عَمّا یَعلَم»؛ از شریفترین کردار کریمان بزرگوار، چشمپوشی بزرگوارانه است از آنچه که میدانند است.(آری! بسیاری از دانستهها را نادانسته انگاشتن و بر پارهای از امور، چشمپوشاندن، حقا که خصلتی است فرخنده.) (نهجالبلاغه، حکمت ۲۲۲)
۴. تشویق کنیم!
چگونه تشویق کنیم؟ کار مورد ملامت را میشود تشویق کرد؟ آری؛ اینگونه: نقطۀ مقابل کار مورد ملامت او را بنمایانیم.
بنابر مثال: بهجای ملامت آدم وسواسی، خوبیهای رهایی از وسواس را بیان کنیم. در هرکسی، هرقدر هم اوصاف یا رفتار منفی داشته باشد، میتوان صفات و کردار مثبتی یافت و آن را به رخ او کشید.
۵. او را برای اصلاح و جبران کمک کنیم
مثلاً آدم وسواسی را به درمان تشویق کنیم. وسواس، قابل درمان است. البته حوصلهورزی میطلبد و مداومت.
– اضطراب از ریشههای وسواس است. به آدم وسواسی استرس وارد نکنیم. عوامل اضطرابش را رفع یا کم کنیم.
– رواندرمانی نیاز دارد. او را با رواندرمانگری ماهر ارتباط دهیم. سپس در انجام راهکارهای درمانی کمکش کنیم.
– روانپزشکی نیاز است. او را با روانپزشکی حاذق ارتباط دهیم. سپس در مصرف داروها و انجام راهکارها یاریاش کنیم.