اخبار نخبگان

ولایت شرط تحقق جامعه اسلامی

ولایت شرط تحقق جامعه اسلامی

خبرگزاری حوزه | اسلام تنها مجموعه‌ای از اعتقادات فردی یا احکام عبادی نیست، بلکه دینی است که برای سامان‌دهی حیات فردی و اجتماعی انسان از سوی خدای متعال بر حضرت ختمی مرتبت صلیب الله علیه و آله نازل گردید تا با تحقق عملی آن سعادت فرزندان آدم محقق گردد.

اسلام، برای تحقق هدف نهایی خویش ، برخلاف سایر مکاتب که تنها بر فردیت تاکید می کردند ، جامعه را نیز مورد توجه قرار داد و و هدف میانی برای خود تعریف کرد که همان شکل‌گیری جامعه‌ای است که در آن ارزش‌های الهی در تمامی ابعاد زندگی انسان جاری می شود و زمینه رشد معنوی، اخلاقی و مادی افراد فراهم می آید.

تحقق چنین جامعه‌ای بدون وجود یک نظام هدایت‌گر و محور وحدت‌بخش ممکن نیست. نظامی که همه افراد را در مسیر سعادت همراهی نموده و استعداد های بالقوه آنان را بالفعل سازد و افراد با قرار گیری در این نظام به سوی سعادت حرکت کنند .

در اندیشه اسلامی، «ولایت» همان رکن و نظام برای هدایت جامعه به سوی آرمان‌های الهی و اسلامی به شمار می‌رود. ولایت نه تنها ضامن اجرای احکام الهی است، بلکه عامل حفظ انسجام اجتماعی، اصلاح انحرافات و جهت‌دهی صحیح به حرکت جامعه محسوب می گردد.

بررسی سیره پیامبر اکرم(ص) نشان می‌دهد که ایشان از نخستین روزهای بعثت، صرفاً به دنبال افزایش تعداد مسلمانان نبودند، بلکه هدف خویش را ، ایجاد یک جامعه اسلامی مبتنی بر ایمان، اخلاق و عدالت قرار بوده بودند و که می توان آن را کارخانه انسان سازی نامید که هر آن کس که عدالتی در دل نداشت و افسار خویش را به شیطان نسپرده بود و خدای اخذ واحد را پذیرفته بود با زندگی در آن جامعه پس از مدتی از رذالت ها پاک و به فضیلت ها آراسته می شد .

در مکه، پیامبر(ص) به تربیت انسان‌های مؤمن و شکل‌دهی هسته اولیه امت اسلامی پرداختند و پیوندی مستحکم را میان مسلمانان ایجاد کردند . پس از هجرت به مدینه، این حرکت وارد مرحله جدیدی شد و جامعه اسلامی به صورت عملی شکل گرفت.

نخستین اقدامات پیامبر(ص) در مدینه بیانگر اهمیت سازمان اجتماعی در اسلام است. ساخت مسجد تحت عنوان مرکز عبادی، سیاسی و اجتماعی، ایجاد پیمان برادری میان مهاجران و انصار، تنظیم روابط میان گروه‌های مختلف و تشکیل حکومت اسلامی، همگی نشان از آن دارد که اسلام برای تحقق اهداف خود نیازمند جامعه‌ای منسجم و برخوردار از رهبری الهی است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مردم را صرفاً به انجام عبادات فردی دعوت نمی نمودند ، بلکه تلاش داشتند میان افراد جامعه پیوندی عمیق بر اساس ایمان و توحید ایجاد کنند. در جامعه نبوی، مؤمنان خود را نسبت به سرنوشت یکدیگر مسئول می‌دانستند و در مسیر تحقق ارزش‌های الهی همکاری می‌کردند. این ویژگی، جامعه اسلامی را از مجموعه‌ای پراکنده از افراد مسلمان متمایز می‌ساخت ، و آنان را به جامعه ای هم جهت ، همراه و پیوسته بدل می ساخت.

در اندیشه اسلامی، ولایت حلقه اتصال میان آموزه‌های الهی و زندگی اجتماعی و حتی فردی مردم است.

در اسلام این نگاه وجود دارد که اگر احکام و ارزش‌های دینی بخواهند در سطح جامعه تحقق پیدا کنند، نیازمند مدیریتی هستند که از مبانی دین آگاهی داشته و جامعه را در مسیر صحیح هدایت کند و آنان را در مسیر پیشرفت و توحیدگرایی راهبری نموده و پیوند میان آنان را حفظ کنند و هر آنچه بوی تفرقه می دهد را خنثی و دشمنان را از آن جامعه دور نماید و مانع از حرکت خناسان در جهت انحراف جامعه گردد.

ولایت به معنای سرپرستی، هدایت و مدیریت جامعه بر اساس معیارهای الهی است. در نگاه اسلامی، حاکم تنها مدیر امور اجرایی نیست، بلکه مسئول هدایت فکری، فرهنگی و اخلاقی جامعه محسوب می‌شود. به همین دلیل، مسئله ولایت از بنیادی‌ترین مسائل در اسلامی‌سازی جامعه به شمار می‌رود.

تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه جامعه اسلامی از ولایت الهی فاصله گرفته، زمینه برای نفوذ اندیشه‌های انحرافی، گسترش ظلم و تضعیف هویت دینی فراهم شده است. در مقابل، هرگاه رهبری جامعه بر اساس معیارهای الهی شکل گرفته، جامعه توانسته مسیر رشد و تعالی را با سرعت بیشتری طی کند.

ولایت در حقیقت نقش قطب‌نما را برای جامعه ایفا می‌کند. همان‌گونه که یک کشتی در دریای متلاطم بدون ناخدا و جهت‌نما به مقصد نخواهد رسید، جامعه نیز بدون ولایت در معرض سردرگمی، اختلاف و انحراف قرار می‌گیرد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جامعه اسلامی، وجود پیوندهای مستحکم میان افراد جامعه است. اسلام انسان‌ها را به همکاری، همدلی، خیرخواهی و مسئولیت‌پذیری در برابر یکدیگر دعوت می‌کند. جامعه اسلامی صرف اجتماع مسلمانان نیست و تنها با حضور افراد مسلمان شکل نمی‌گیرد، بلکه نیازمند ارتباط میان افراد مبتنی بر ایمان و ارزش‌های مشترک و خدا گرایی است.

قرآن کریم مؤمنان را همچون اعضای یک پیکر معرفی می‌کند که از وضعیت یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند . بر این اساس، هر فرد نسبت به سلامت فکری، اخلاقی و اجتماعی جامعه نه تنها مسئولیت دارد که بر آن نیز به تأثیر می گذارد و از آن تأثیر می پذیرد.

فریضه امر به معروف و نهی از منکر نیز در همین راستا و بر پایه رکن ولایت مومنین نسبت به یکدیگر تعریف شده است؛ یعنی اعضای جامعه اسلامی از آن جهت که یکدیگر را دوست دارند و سعادت یکایک افراد جامعه ایمانی را مهم می دانند وظیفه دارند در اصلاح یکدیگر و حفظ سلامت جامعه مشارکت کنند و در مسیر رسیدن به سعادت به یکدیگر یاری رسانند و از این امر غافل نشوند.

ولایت به معنای سرپرستی نیز در این میان نقش مهمی در ایجاد و تقویت این پیوندها دارد. رهبر الهی با ترسیم اهداف مشترک، جلوگیری از اختلافات مخرب و ایجاد روحیه همبستگی، زمینه شکل‌گیری امت واحده را فراهم می‌کند. هرچه ارتباط مردم با محور ولایت مستحکم‌تر باشد، انسجام اجتماعی و قدرت جامعه اسلامی نیز بیشتر خواهد بود و همزمان پیوند آنان میان یکدیگر نیز تقویت خواهد شد .

یکی از نکات مهم در بحث اسلامی‌سازی جامعه، تمایز میان «جامعه اسلامی» و «اجتماع مسلمانان» است. ممکن است در یک شهر یا کشور تعداد زیادی مسلمان زندگی کنند، اما صرف حضور مسلمانان به معنای شکل‌گیری جامعه اسلامی نیست بلکه تنها اجتماعی از افراد مسلمان شکل گرفته است ، حال آنکه این اجتماع با ایجاد پیوند میان افراد و خلق تعاملات اجتماعی و داشتن رهبری واحد به سوی سعادت بدل به جامعه اسلامی می گردد و شکوفایی آن آغاز می شود.

اجتماع مسلمانان به مجموعه‌ای از افراد مسلمان گفته می‌شود که در یک منطقه زندگی می‌کنند، اما ممکن است روابط، ساختارها، قوانین و جهت‌گیری‌های اجتماعی آنان مبتنی بر ارزش‌های اسلامی نباشد. در چنین وضعیتی، اسلام بیشتر در سطح فردی حضور دارد و نقش تعیین‌کننده‌ای در مدیریت اجتماعی ایفا نمی‌کند.

اما جامعه اسلامی دارای ویژگی‌های دیگری است. در جامعه اسلامی، ارزش‌های دینی مبنای قانون‌گذاری، مدیریت، فرهنگ عمومی، روابط اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های کلان قرار می‌گیرد. مردم علاوه بر داشتن هویت دینی فردی، در چارچوب یک نظام اجتماعی اسلامی زندگی می‌کنند و برای تحقق اهداف الهی همکاری دارند و نسبت به یک دلسوز بوده و از غم دیگری غمگین و با شادی دیگر عضو جامعه شادمان می شوند و محبتشان نسبت به یکدیگر بیشتر می گردد گویی که همه عضو یک خانواده اند و سعادت یک نفر سعادت همه افراد خواهد بود .

به عبارت دیگر، اجتماع مسلمانان می‌تواند صرفاً یک واقعیت جمعیتی باشد، اما جامعه اسلامی یک حقیقت تمدنی و فرهنگی است که در آن دین به صورت فعال در ساختارهای اجتماعی حضور دارد. تحقق چنین جامعه‌ای بدون وجود مفهوم ولایت در تمامی سطوح آن امکان‌پذیر نیست.

هیچ جامعه‌ای از خطا، اشتباه یا انحراف مصون نیست. تفاوت جوامع در نحوه مواجهه با این خطاهاست. یکی از ویژگی‌های مهم جامعه اسلامی آن است که سازوکارهای اصلاح و بازگشت به مسیر صحیح در آن پیش‌بینی شده است و این اصلاح از سطح جامعه آغاز و تا لایه های رهبری پیش می رود .

در جامعه اسلامی، تعلیم و تربیت دینی، امر به معروف و نهی از منکر، نصیحت خیرخواهانه، نظارت اجتماعی و هدایتگری رهبری همگی در جهت اصلاح خطاها عمل می‌کنند. افراد جامعه نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت نیستند و تلاش می‌کنند از گسترش انحرافات جلوگیری کنند.

همچنین جامعه اسلامی زمینه تصحیح اندیشه‌های نادرست را فراهم می‌آورد. بسیاری از انحرافات اجتماعی از باورهای غلط و تحلیل‌های نادرست سرچشمه می‌گیرد. هنگامی که مراکز علمی، فرهنگی و رسانه‌ای جامعه در مسیر ارزش‌های اسلامی حرکت کنند، امکان آگاهی‌بخشی و اصلاح افکار عمومی افزایش می‌یابد.

وجود ولایت در این فرآیند نقش کلیدی دارد. رهبر جامعه اسلامی با تبیین صحیح مبانی دینی، روشنگری در برابر شبهات و هدایت افکار عمومی، مانع از گسترش جریان‌های فکری منحرف می‌شود. به همین دلیل، ولایت تنها یک جایگاه سیاسی نیست، بلکه نهادی فرهنگی و تربیتی نیز محسوب می‌شود.

یکی از عوامل سرنوشت‌ساز در شکل‌گیری جامعه اسلامی، نقش حاکم و رهبر جامعه است. تاریخ نشان داده است که جهت‌گیری‌های کلان یک جامعه تا حد زیادی تحت تأثیر رهبران آن قرار دارد. حاکم می‌تواند جامعه را به سوی عدالت، معنویت و پیشرفت سوق دهد یا زمینه سقوط اخلاقی و فرهنگی آن را فراهم سازد.

در نگاه اسلامی، حاکم باید دارای ویژگی‌هایی همچون ایمان، عدالت، تقوا، بصیرت و توان مدیریتی باشد. چنین فردی می‌تواند مصالح جامعه را بر منافع شخصی ترجیح دهد و مسیر حرکت جامعه را با معیارهای الهی تنظیم کند.

رهبر جامعه اسلامی افزون بر مدیریت امور اجرایی، وظیفه دارد افق‌های بلند پیشرفت را برای مردم ترسیم کند و آنان را نسبت به تهدیدها و فرصت‌های پیش‌رو آگاه سازد. او با ایجاد وحدت، تقویت امید اجتماعی و دفاع از ارزش‌های دینی، زمینه رشد جامعه را فراهم می‌کند.

هرچه جایگاه ولایت در جامعه مستحکم‌تر باشد، امکان تحقق اهداف اسلامی بیشتر خواهد شد. در مقابل، ضعف در پذیرش و تبعیت از رهبری الهی می‌تواند جامعه را دچار پراکندگی، اختلاف و آسیب‌های گوناگون کند.

اسلامی‌سازی جامعه فرایندی عمیق و همه‌جانبه است که تنها با افزایش تعداد مسلمانان یا گسترش برخی شعائر دینی محقق نمی‌شود. تحقق جامعه اسلامی نیازمند شکل‌گیری ساختارهای اجتماعی مبتنی بر ارزش‌های الهی، پیوند مستحکم میان مؤمنان و وجود رهبری الهی و هدایت‌گر است که در اسلام از آن با عنوان ولایت یاد می شود و این دلیل برتری ولایت بر سایر فروع است و در حقیقت ولایت تجلی همه اصول و فروغ دین است.

سیره پیامبر اکرم(ص) نشان می‌دهد که تشکیل جامعه اسلامی از مهم‌ترین اهداف رسالت بوده است. در این مسیر، ولایت نقشی محوری دارد و به عنوان عامل هدایت، انسجام‌بخشی و صیانت از هویت اسلامی جامعه عمل می‌کند. جامعه اسلامی با برخورداری از سازوکارهای اصلاحی، توانایی تصحیح خطاها و انحرافات را دارد و زمینه رشد فکری و اخلاقی انسان‌ها را فراهم می‌سازد.

از این رو، هرگونه تلاش برای اسلامی‌سازی جامعه بدون توجه به مسئله ولایت و نقش هدایت‌گر حاکم اسلامی، ناقص خواهد بود. ولایت، محور وحدت، ضامن استمرار حرکت الهی و مهم‌ترین عامل در تحقق جامعه‌ای است که بتواند آرمان‌های بلند اسلام را در عرصه زندگی اجتماعی محقق سازد.

محمود سواری

لینک منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *