جایگاه دین و سیاست در تمدن اندیشی امام خمینی(ره)
حجت الاسلام والمسلمین حجت سروری در گفت وگو با خبرگزاری حوزه، گفت: بررسی کلیدواژه «تمدن» در مجموعه ۲۲ جلدی صحیفه امام(س) که در بردارنده بیانات، نامهها و دیگر اسناد رسمی برجای مانده و منتشر شده از ایشان است حکایت از تکرار ۱۴۹ مرتبه ای این واژه دارد.
وی افزود: امام خمینی (س) نه تنها در قامت یک رهبر و بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی که به عنوان یک متفکر، فیلسوف، فقیه و عارف برجسته نسبت به مسئله تمدن دیدگاهی جامع و بدیع دارد. ایشان ضمن تاکید بر هر دو وجه نرمافزاری و سخت افزاری تمدن اسلامی کوشیدند تا جامعه و امت اسلامی را از افتادن در بی راهه افراطهای تعصبگونه و تنگنظریهای جاهلانه از یک سو و نیز مکر و حیله مغرضانه و عامدانه دشمنان از سوی دیگر حفظ نمایند و ایشان را بر صراط اعتدال و طریق عقلانیت و خردورزی ثابت قدم گردانند.
نویسنده کتاب زندگی به سبک خورشید بیان کرد: امام خمینی (س) تمدن سازی را یک فرایند و محصول تربیت و زیست اخلاقی یک جامعه می دانند. از منظر ایشان یکی از لوازم زیست اخلاقی و مومنانه هر جامعه ای، رهاییبخشی آن جامعه از قید جمود فکری و کژ اندیشیهاست. به عقیده امام خمینی(ره) دین اسلام با توجه به جامعیت، قلمرو حداکثری و ابعاد دنیوی و اجتماعی ، اسلام ناب محمدی رادینی تمدنساز میداند یک تمدن حقیقی و فراگیر که بالاترین مراتب تمدن را در آن میتوان یافت. اسلام در گذشته، توانایی تمدنسازی خود را به خوبی نشان داده و عامل اصلی افول تمدن اسلامی، دوری از دین بوده و راه احیای آن نیز در بازگشت به اسلام است.
وی اظهار کرد: لازمۀ تمدنسازی، پویایی اندیشۀ دینی است. تشکیل حکومت دینی، گامی اساسی در عملکردن به دین در عرصۀ حیات اجتماعی مسلمانان و در نتیجه، در تحقق تمدن اسلامی بهشمار میرود و تشکیل امت اسلامی، برای دستیابی به تمدن فراگیر اسلامی ضرورتی اجتنابناپذیر است.
حجت الاسلام والمسلمین سروری افزود: برای نمونه مثلا فقه را در تمدنسازی اسلامی با تکیه بر مبانی فکری امام خمینی(ره) فقه بهعنوان یکی از مبانی اصلی اندیشه امام خمینی(ره) نقش اساسی را در ایجاد این تمدن برعهده دارد؛ ۲. در اندیشه امام خمینی محدود ساختن فقه در امور فردی، در مخالفت قطعی با هدف شارع از وضع احکام بوده است؛ ۳. امام خمینی(ره) حکومت در اسلام را مصداق عینی فقه در حل بحرانهای جامعه و نشاندهنده جنبه عملی فقه میدانند؛ ۴. در نظر حضرت امام، هدف شارع از وضع احکام در کنار نظمبخشی و قانونمداری در رفتار فردی، حمایت از ساختن جامعهای همراه با قانون (شرع) است که این جامعه به ساختن تمدن شایسته انسان الهی مبادرت ورزد.
وی اظهارکرد: بنابراین در دنیای معاصر تنها فرهنگها و تمدنهایی ماندگاری و مانایی خواهند داشت که پیوسته در مسیر نوسازی باشند؛ مدرنیزاسیون از این منظر به بازاندیشی و اجتهاد مستمر در اندیشههای بنیادین یک تمدن اطلاق میشود تا از رهگذر آن بتوان بر چالشهای نظری و نیز تنگناهای عرصه اقدام که به اقتضای زمان برای هر جامعه ای پدید میآید فائق آمد. از دیدگاه امام خمینی (قدس سره) اسلام با تمدن جدید و مظاهر آن مخالفتی ندارد بلکه اسلام با فساد و توحّش و برداشت نادرست از تمدن مخالف است.
وی با ذکر این مطلب که اسلام (ناب محمدی) پیشرفته ترین حکومت را دارد و به هیچ وجه، حکومت اسلام با تمدن مخالفتی نداشته و ندارد، گفت: اسلام، خود از پایه گذاران تمدن بزرگ در جهان بوده است. هر کشوری که به قوانین اسلام (ناب محمدی ) عمل نماید بدون شک، از پیشرفته ترین کشورها خواهد شد.صحیفه ی نور ج ۵، ص ۲۰۵. امام خمینی قدس سره در برخورد با شیوه منفی تمدن غربی، بازگشت به اسلام را تنها راه مسلمانان در مقابله با سلطهجویی غربی میدانند.
وی گفت: در این زمینه، به راهکارهایی که از اندیشه ایشان به دست میآید، اشاره می شود که شامل تلاش در جهت بیداری و رشد سیاسی، ایستادگی در برابر سلطه استعمار غرب، همبستگی و اتحاد در برابر سلطه جویی تمدن غرب، تلاش برای ایجاد دولت اسلامی، تلاش در جهت خودکفایی ملّی،سادهزیستی و پرهیز از تجمّلات، تربیت صحیح نسل جوان و نوجوان می باشند.
وی افزود: به عبارت دیگر تمدن اسلامی به عنوان یکی از تمدنهای کهن و نیز به عنوان یکی از قدرتمندترین تمدنهای جهان معاصر از حیث منابع قدرت نیز مستثنی از این قاعده نیست و با چالشهای معظمی در حوزه اندیشهورزی و اقدام روبرو است. از همین منظر، تمدناندیشی و اندیشه نوسازی تمدن اسلامی یکی از دغدغههای جدی فیلسوفان، اندیشمندان مسلمان طی دو قرن گذشته بوده و هر یک از ایشان کوشیدهاند تا به نحوی مسیر نوسازی تمدن اسلامی را هموار نمایند.امام خمینی آزادی را یک ودیعه الهی می داندکه هیچ کس حق سلب آن را از انسان ندارد. از این منظر جامعهای میتواند در مسیر تمدنسازی قرار بگیرد که افراد آن جامعه آزاد و بر فطرت الهی خویش باشند.
وی گفت: امام خمینی دین را حصار مستحکم و ضامن تامین آزادی انسانها میدانند و بر این باور هستند که مولفههای تمدن اسلامی را می بایست از درون آموزه های اسلامی جستجو کرد. لذا وجه دیگر از الزامات تمدنسازی، لزوم بازشناسی اسلام و بازگشت به آموزه های اصیل آن است.
استاد حوزه بیان کرد: پیوند دین و سیاست از دیگر لوازم تمدن اندیشی از نظرگاه امام خمینی(س) است. ایشان در بخشی از وصیتنامه خویش این چنین بر این مهم تاکید می کنند که: «قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند». لذا پیوند میان دین و سیاست بخشی جداناپذیر از تمدن اندیشی ایشان است. عقلانیت و خردورزی از دیگر مولفه بنیادین در اندیشه تمدنسازی امام خمینی(س) می توان بیان کرد. بنا براین در مجموع به نظر میرسد سه مولفه آزادی، عقلانیت و تعامل دین و سیاست از مهمترین مولفههای تمدن اندیشی امام خمینی(س) قلمداد کرد. اما نکته قابل تأمل اینکه امام خمینی (قدس سره) در برخورد مثبت با تمدن غرب، تأکید داشتند که اسلام با تمدن و پیشرفت مخالفتی ندارد، بلکه حتی اسلام، خود در بالاترین درجه تمدن قرار دارد. ایشان با دستاوردهای مادی تمدن غرب مخالفتی نداشتند، ولی توصیههایی برای رهایی از سلطه غرب داشتند. در واقع، اخذ دستاوردهای صنعتی غرب را منوط به پرهیز از آسیبهای ذیل میدانستند: الف. سلطه سیاسی؛ ب. از خودبیگانگی؛ ج. فساد و انحرافات اجتماعی.
اسلام هیچگاه با تمدن مخالفت نداشته است، ولی با فساد و بی عفتی مخالف میباشد.
وی گفت: از دیدگاه امام (قدسسره) تمدن اسلامی برتر از تمدن غربی است و تمدن غربی به جهت گرفتار بودن به آسیبهای فراوان در حال فروپاشی و نابودی است. بنابراین احیای تمدن اسلامی یکی از اندیشه های مترقیانه امام خمینی (قدس سره) بود که انقلاب اسلامی را مقدّمه این نوزایی اسلامی میدانستند.
انتهای پیام