احکام مُحرم | مرز سنتهای مردمی و خرافات در عزاداری کجاست؟
به گزارش خبرگزاری حوزه، همزمان با فرارسیدن ماه محرمالحرام، گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین وحید پور کارشناس احکام، ترتیب دادهایم تا به بررسی احکام عزاداری و آداب سوگواری سالار شهیدان(ع) در این ماه پرفضیلت بپردازیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم.
بسم الله الرحمن الرحیم. صلی الله علیک یا اباعبدالله
وارد بحث مهم «احکام عزاداری» شویم؛ موضوعی که توجه به نکات آن برای ما از واجبات است. پیش از هر چیز باید از خود بپرسیم: شناخت ما از اسلام چیست؟ یکی از وظایف بنیادین اسلام، «سنتسازی» و در عین حال «سنتسوزی» است. یعنی اسلام میآید تا سنتهای غلط و نادرست را از میان ببرد و در مقابل، سنتهای حسنه و پسندیده را پایهگذاری کند.
قرآن کریم هشدار میدهد که برخی از سنتها، مانند غل و زنجیری بر دست و پای ما هستند؛ خرافاتی که مانع حرکت صحیح ما میشوند. بنابراین، در عزاداری ما نباید اجازه دهیم خرافات و پیرایههای بیهوده جایگاه خود را پیدا کنند؛ عزاداری باید بر پایه حقیقت و اصول باشد، نه بر پایه ظواهر و خرافات.
باید از پیرایههای بیهوده بزداییم؛ چرا که حفظ اصالت عزاداری از خط قرمزهای ماست. هدف ما این است که از عقاید پاک و آموزههای دینی برای هدایت مردم استفاده کنیم و انشاءالله که از این مسیر، سوءاستفادهای صورت نگیرد.
تفاوت سنت و اسراف در عزاداری
در این میان، باید این نکته را نیز تکمیل کنیم که اسلام با آداب و رسوم و عرفیات مردم مخالفت نمیکند؛ به شرط آنکه این عادات با اصول دین در تضاد نباشند و در آنها گناهی نهفته نباشد.
مردم در عزاداری و سایر مناسبتهای خود، آداب و رسوم خاصی دارند. برای مثال، در برخی روستاها میبینیم که هنگام فوت یک عزیز یا در مراسم شادی و عروسی، آداب و مراسم ویژهای دارند که در جاهای دیگر متفاوت است. شرع مقدس با این نوع از آداب و عادات مخالفتی ندارد، مگر آنکه در تار و پود آن، گناهی نهفته باشد؛ وظیفه ما نیز این است که جلوی هرگونه گناه را در این مسیر بگیریم. برای روشنتر شدن موضوع، اجازه دهید مثالی بزنم…
همانطور که مستحضرید، من به عنوان محل مراجعه مردم برای پرسش از احکام شرعی، هم به صورت حضوری و هم تلفنی، با پرسشهای بسیار متنوعی روبهرو هستم.
برخی از افراد میگویند: «رسم بر ماست که وقتی کسی از دنیا میرود، فرشی را که با آن نماز میخوانده، همراه او به خاک بسپاریم.» این نیز یک عادت است، اما اسلام در اینجا در برابر این خرافات ایستادگی میکند.
اما حقیقت چیست؟ این کار مصداق بارز «اسراف» است. فرشی که قرار است زیر پا قرار گرفته و مورد استفاده قرار گیرد، چگونه باید همراه میت به زیر خاک برود تا از بین برود؟ این کار هیچ منطق و معنایی ندارد.
در مقابل، میبینیم که از سوی دیگر، توصیه شده است که «تربت» همراه میت باشد، یا سفارش شده که اگر کفن دو لایه باشد، برکت بیشتری دارد. اینجا تفاوت دقیق است؛ در مورد تربت و لایههای کفن، شرع مقدس خود دستور به انجام آنها داده و آن را مستحب دانسته است، اما در مورد فرش، این کار اسراف است و حرام.
مثال دیگر این است که برخی در مراسم تشییع جنازه، پیش از تابوت، گوسفندی را ذبح میکنند. این عمل هیچ معنای دینی ندارد و از نظر اسلام پذیرفته نیست. دقیقاً در همین لحظات است که اسلام وارد عمل شده و با این خرافات مقابله میکند.
بنابراین، اگر در آداب و رسوم و عادات مردم، برخلاف شرع رفتاری صورت گرفت، ما باید بایستیم. در این مسیر، جای هیچگونه تعارف و مصلحتاندیشیِ نادرست نیست و باید قاطعانه با آن مخالفت کرد.
البته، این ایستادگی باید با روشی برادرانه، مودبانه، اخلاقمدار و با زبانی نرم انجام شود؛ اما مهم این است که در برابر این خطاها سستی نکنیم. چرا؟ زیرا اگر در برابر این خرافات نایستیم، ممکن است این باورهای نادرست در ذهن مردم به عنوان بخشی از «دین» جا بیفتد و آنها گمان کنند که اسلام چنین امری را تجویز کرده است، در حالی که حقیقت کاملاً متفاوت است.
حکم شرعی عزاداری بر سیدالشهدا (ع)
اکنون که بحث را از مبانی و آداب و رسوم عبور دادیم، میخواهیم مستقیماً وارد بحث «احکام» شویم؛ اصلِ عزاداری برای سیدالشهدا (ع) از نظر شرعی چه حکمی دارد؟ آیا واجب است، مستحب است یا مباح؟
اصلِ عزاداری برای سیدالشهدا (ع)، از بالاترین درجات «مستحبات» است. به این معنا که اگر کسی در ایام محرم عزاداری نکند، مرتکب گناه یا کار حرام نشده است؛ بلکه «ترک مستحب» کرده است. مانند کسی که به مسجد نمیرود؛ او از نظر شرعی مرتکب گناه بزرگی نشده، اما فرصتهای ثواب را از دست داده است.
اما یک نکته بسیار مهم و تأملبرانگیز در اینجا وجود دارد: باید بدانید که ترکِ مستحبات نیز، گاهی میتواند پیامدهایی همچون عقوبت و مؤاخذه الهی داشته باشد.
چه زمانی؟ زمانی که فرد، یک مستحب را بهطور کلی و بدون هیچ عذری ترک کند. مثلاً کسی که در تمام عمر خود، در ایام محرم حتی یک بار هم به روضه ننشیند، در هیچ عزاداریای شرکت نکند و این کار را نه از روی بیکفایتی، بلکه از روی «بیرغبتی» و بیتفاوتی نسبت به شعائر الهی انجام دهد؛ این نوعِ ترکِ مستحب، مستوجب عقاب و مواخذه الهی است. چرا که بیرغبتی نسبت به شعائر، نشان از ضعف ایمان و بیتوجهی به حق است.