ریشهیابی وسواس در نوجوانان؛ از تنهایی تا فشارهای خانوادگی
به گزارش خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین تراشیون در پاسخ به پرسشی درباره برخورد با نوجوان هجدهسالهای که دچار وسواس شده است، این اختلال را جدی دانست و بر ضرورت مداخله تخصصی تأکید کرد.
سوال:
یک نوجوان هجدهساله داریم که خیلی وسواسی است، باید با او چه کار کرد، چهطور برخورد کرد؟
پاسخ حجت الاسلام والمسلمین تراشیون:
در وهله اول حتماً باید با یک مشاور حضوری مرتبط بشوند، چون وسواس را باید جدی گرفت. معمولاً وسواس یک اختلال اضطرابی است.
یک موقع ممکن است اصلاً عامل محیطی داشته باشد غیر از اضطراب. مشاور خوب شناسایی بکند ریشهاش را، متناسب با آن ریشه چه کار بکند، راهکار ارائه بدهد. و این را ببینید، معمولاً بچهها متأسفانه الان تنهایی ها یا تکفرزندیها خیلی پرآسیب شدهاند. یعنی میدانیم بچههایی که تکهستند، خیلی فشارهای روحی و روانی رویشان زیاد است. قبل از اینکه اصلاً موضوع جمعیت مطرح بشود، من یادم میآید سالهای اولی که این برنامه را ما میرفتیم آنجا، بنده یک تکیهکلامی داشتند، میگفتند میگویند فرزند کمتر زندگی بهتر. گفتم که آیا واقعاً فرزندانمان کم شد، زندگیهایمان بهتر شد؟ نشد. این کلاهی بود که سر ما گذاشته شد با این جمله. این نیست، اصلاً زندگی بهتر شاخصهای دیگری دارد.
با کم و زیاد کردن بچه که زندگی مثلاً کم و زیاد نمیشود. ولی ما میگوییم که بچههای کم، پرآسیباند. یعنی به خودشان هم آسیب میرسد. یک بچهای که تک است، به نوعی هم به پدر و مادر دارد آسیب میرساند، هم به خودش. مثلاً همین امروز بچهها اضطرابشان خیلی بالا رفته، دلیلش چیست؟ دلیلش هم تنها بودنشان است، کمفرزند بودن. ولی بچههایی که در محیطهای پر جمعیت، نمیخواهم بگم ده تا بچه به دنیا بیاورد. من در این سالها مکرر گفتم، گفتم کف هر خانه انشاءالله باید سه تا فرزند داشته باشیم. یعنی حداقل این سه تا با نرمهای تربیتی سازگار است. یعنی آسیبهای تربیتی را میتواند در محیط خانه کم بکند. پس یک علتاش ممکن است اضطراب ریشهاش در این باشد، تنهایی بچهها.
یک موقع نه، اصلاً فشارهای خود ما و خانوادهها اضطراب بچهها را بالا میبرد برای درس خواندن. مثلاً شما شب امتحان بچهها به شدت افزایش پیدا میکند، گاهی اوقات آدم میبیند در چهرهاش، ناخنش را میخورد، گوشه خودکارش را میجود. گاهی میکنید بچه نشسته پشت میز تحریرش، دارد درس میخواند، پاهایش را روی زمین میکوبد، آدم حس میکند تحت فشار است این بچه.
نکته بعدی، مثلاً یکی دیگر از چیزهایی که ممکن است اضطراب در بچهها ایجاد بکند، نگرانیهایی است که بچهها دارند. مثلاً پدر و مادر دعوا میکنند، این بچه نگران است نکند اینها طلاق بگیرند، اصلاً نکند جدا بشوند، نکند الان دوباره بگو مگو باهاشان بالا بگیرد، این چیزی پرت کند، آن چیزی بشکند. خب این اضطراب است.
بعد یکی از جاهایی که اضطراب به نوعی میخواهد خودش را تخلیه بکند، وسواس پیدا میکند. یعنی با شستشوی زیاد، نمیدانم، تکرار زیاد یک کار، انگار میخواهد به خودش آرامش بدهد، در حالی که نه، آن آرامش را هم پیدا نمیکند. یعنی عین این است که فردی را دیدهاید که اضطراب و استرسش را بخواهد با پرخوری جبران بکند. پرخوری مگر خوب است؟ نه. بعد میبینی اضطراب هست، استرس هست، چاق هم شده، تازه کنارش هم بهخاطر همین.
پس ما یک موقع باید این اضطراب را برداریم، یک موقعی باید عوامل محیطی. عمدتاً بچههایی که وسواس پیدا میکنند در خانواده آن حلقه نزدیک، آدم وسواسی هست. مادر، مادربزرگ، خاله، پدر، یکی هست. حتی یک موقع ممکن است بچهها در دوره نوجوان باشند، یک دوست وسواسی گیرشان بیاید، راحت اینها قابل انتقال است.
برای همین مشاور خوب را پیدا بکنند، با مشاور حتماً مشورت بکنند، راهکار بگیرند که بتوانند روندش را طی بکنند.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید