شیخ نعیم قاسم:ما مفتخریم که در روش زندگی از امام خمینی الگو گرفتیم و از پایداری و حق حمایت کردیم
به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در بیانیهای که در سالگرد رحلت امام خمینی و درباره آخرین تحولات سیاسی منتشر شد، تأکید کرد که انقلاب در ایران از پسزمینهای اسلامی بر اساس اصول مقاومت در برابر ظلم و اشغالگری آغاز شد و اعلام کرد که نه شرقی است و نه غربی.
وی افزود: با وجود تمام دشواریهایی که انقلاب ایران با آن روبرو شد، ایران در تمام سطوح پیشرفت کرد و از جنبشهای آزادیخواه حمایت نمود.
وی گفت: ما مفتخر و سپاسگزاریم از خداوند متعال که در روش زندگی خود از امام خمینی الگو گرفتیم و از پایداری و حق حمایت کردیم.
شیخ قاسم افزود: نه شرق و نه غرب به ایران اجازه ندادند تا در مسیر تجربه سیاسی خود به رهبری امام خمینی (قدس سره) آرام گیرد؛ لذا مستکبران جنگی هشت ساله علیه ایران به راه انداختند. غرب و آمریکا مدل پایداری و عدالتِ ایران را نمیپذیرند، بلکه میخواهند آن را تابع منافع و طغیان خود کنند.
وی تأکید کرد که مقاومت در لبنان از روش و اندیشه امام خمینی الهام گرفته است، اما ما برای سرزمین و ملت خود میجنگیم.
دبیرکل حزب الله در ادامه گفت: سپاسگزاریم از ایران که به ما در بازپسگیری سرزمین و حقمان در مقابله با تجاوز “اسرائیلی-آمریکایی” کمک میکند، آن هم علیرغم مواجهههای بزرگش، نتایج مذاکرات مستقیمِ بیهوده، خفتبار و شرمآور برای لبنان، از سوی بخشهای گستردهای از ملت لبنان بهطور کلی و جزئی رد میشود.
متن بیانیه حجتالاسلام والمسلمین، دبیرکل حزبالله، شیخ نعیم قاسم در سالگرد رحلت امام خمینی (قدس سره) و درباره اوضاع سیاسی:
بسم الله الرحمن الرحیم
ستایش مخصوص خدایی است که پیامبران خود و سرورشان رسول خدا محمد (ص) را با هدایت و دین حق فرستاد، و پس از ایشان امامان هدایتِ معصوم، پاک و مطهر را، و اصحاب برگزیده و عالمان ربانی را به دنبال آنان گماشت تا همگی معیار صلاح و پایداری و الگویی برای بشریت باشند.
اول: تحیت و بزرگداشت برای امام بزرگوار فقید، امام خمینی، احیاگر دین و درهمشکننده جبروت مستکبران.
خداوند متعال بشریت را با برپایی نهضت امام خمینی (قدس سره) و انقلاب ربانی ایشان در ایران موفق گرداند؛ آن هم در شرایطی که آمریکا بر ایران و داراییهای آن سلطه داشت و بسیاری از کشورهای جهان و منطقه را از طریق ظلم و ستم مستعمره کرده بود، در مقابل سلطه اتحاد جماهیر شوروی بر بخش دیگری از جهان.
این انقلاب از پسزمینهای الهی و اسلامی بر اصول حق، عدالت، استقلال، آزادی انتخاب، وحدت اسلامی، احترام به انسان، مقاومت در برابر ظلم و اشغالگری و حمایت از مستضعفان جهان آغاز شد. جمهوری اسلامی ایران با همه پرسی مردمی بنا شد، قانون اساسی و قوانین خود را تدوین کرد و اعلام نمود که نه شرقی است و نه غربی.
امام خمینی (قدس سره) از منظر دینی و انتخاب فکری و فرهنگی، از تجلیات خط ربانی برای تمام بشریت است، برای هر کسی که بخواهد روش زندگی انسانیِ استوار و عادلانه را برگزیند؛ از این رو، گروههای مردمی بسیاری در جهان شتافتند تا رهبری و دیدگاه ایمانی و ربانی ایشان را بپذیرند و این حقی مشروع است، بهویژه در مقایسه با سایر انتخابهای فکری یا مادی یا دشمنانه.
نه غرب و نه شرق به ایران اجازه ندادند تا در تجربه سیاسی خود به رهبری امام خمینی (قدس سره) آرام گیرد؛ لذا مستکبران با استفاده از رویه عراق، جنگی هشت ساله با بسیج نیروهای جهانی و منطقهای علیه ایران به راه انداختند تا نظام جمهوری اسلامی را سرنگون کنند؛ نظامی که با فداکاریهای میلیونی، محاصره اقتصادی و بینالمللی، و با ایستادگی رهبری، ملت، سپاه، ارتش و نخبگان خود در برابر جنگ ایستاد. با وجود تمام سختیها و چالشها، ایران در همه سطوح پیشرفت کرد و از جنبشهای آزادیخواه و جبهه حق حمایت نمود، در حالی که در امور دیگران دخالت نکرد. درخشانترین موضع بزرگ ایشان، حمایت از ملت فلسطین برای آزادی سرزمین و قدس و حمایت از جنبشهای مقاومت در برابر اشغالگری جنایتکار اسرائیل بود که خطری برای کل منطقه و حتی کل جهان محسوب میشود.
امام خمینی الگوی رهبر ربانی مدافع حق و کرامت انسانی است. در مقابل، الگوی طاغوتیها از آمریکا، اسرائیل و دیگران است که جنگ، هرجومرج، جنایت و نسلکشی کودکان و زنان و نابودی کشاورزی و نسل را در سطح جهانی شیوع دادهاند و غزه نمونهای آشکار از این جنایات در برابر دیدگان جهانیان است. [از میان اینها] برای عزت، کرامت انسانی و پایداری چه کسی را انتخاب میکنیم؟ ما مفتخر و سپاسگزاریم از خداوند متعال که در روش زندگی خود از امام خمینی الگو گرفتیم و از پایداری و حق حمایت کردیم.
چرا آمریکا، غرب و مزدوران، ایران را به مدت چهل و هفت سال مورد جنگ قرار دادند؟ چرا آن را محاصره میکنند؟ چرا میخواهند از داشتن قدرت دفاعی که حق مشروع همه کشورهاست، آن را منع کنند؟ چرا میخواهند از غنیسازی صلحآمیز اورانیوم که طبق قوانین بینالمللی مجاز است، جلوگیری کنند؟ پاسخ این است: آنها ایران را به عنوان الگویی از پایداری، عدالت و استقلال نمیپذیرند، بلکه میخواهند ایران تابع و تسلیم منافع و طغیان آنها باشد.
آمریکا و رژیم اسرائیل دو جنگ علیه ایران آغاز کردند و [در این مسیر] رهبر ربانی، امام خامنهای (قدس سره) و تعدادی از فرماندهان نظامی، سیاسی و هستهای را ترور کردند، و غیرنظامیان و کودکان را در مدارسشان کشتند و تأسیسات غیرنظامی را ویران کردند… اینها ظلم و تجاوز آشکاری در برابر جهانیان برای سرنگونی نظام و کنترل ایران بود. اما آنها موفق نشدند و نخواهند شد در برابر این ملت بزرگ خمینی که بر نهج حسین و فداکاری و ایثار تربیت شده است؛ و این ملت به خواست خداوند با رهبری جانشین صالح، رهبر آیتالله مجتبی خامنهای (دام ظله) خواهد درخشید.
مقاومت در لبنان از روش و اندیشه امام خمینی (قدس سره) برای آزادی سرزمین از دشمن غاصب در منطقه الهام گرفته است، اما ما برای سرزمین و ملت خود میجنگیم؛ با این انگیزه که به پروردگارمان اطاعت کنیم تا برده هیچکس نباشیم و نسلهای ما مستقل در وطن خود و در کنار مردم کشورشان زندگی کنند. این مقاومت، کاشت امام موسی صدر (که خداوند او را سلامت بازگرداند) و مسیر سید شهداهای امت، سید حسن نصرالله است؛ و با نیروهای سیاسی و از گروههای مختلفی که به مقاومت باور دارند و در راه آن فداکاری میکنند، متحد است.
دوم: در سالگرد رحلت امام خمینی (قدس سره) که با عید غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) – پیشوای عدالت و یاریگر حق – مصادف است، اوضاع سیاسی خود را که تحت تأثیر این مناسبتهای بزرگ قرار دارد، برای تثبیت روش اصالت و حق بررسی میکنیم.
سپاس از ایران که به ما کمک میکند تا در مقابله با تجاوزگری اسرائیل و آمریکا، علیرغم مواجهات بزرگش، سرزمین و حق خود را بازپس گیریم. ایران برای تثبیت آتشبس همهجانبه در لبنان، به عنوان بخشی از توقف تجاوز به ایران، ایستادگی میکند.
نتایج مذاکرات مستقیمِ بیهوده، خفتبار و شرمآور برای لبنان حاصل شده است که از سوی بخشهای گستردهای از ملت لبنان بهطور کامل و جزئی رد میشود؛ این نتایج با اعلامیه واشنگتن همراه است که اصول اساسی مورد نظر آمریکا و اسرائیل برای تسلیم کردن لبنان به پروژه «اسرائیل بزرگ» را ترسیم میکند.
اینکه هدف اصلی، خلع سلاح مقاومت به عنوان نقطه شروع هرگونه توافقی باشد، به معنای اعدام قدرت لبنان و تهدیدی وجودی برای نسلکشی ملتِ مقاوم ماست. این اعلامیهای برای تخریب لبنان، عدم ثبات آن و ایجاد فتنه میان لبنانیها به نفع اسرائیل است تا اسرائیل آنچه را که با جنگ به دست نمیآورد، با سیاست به دست آورد. این امر برای کسانی که خواهان عزت، کرامت و حفظ خون شهدا، مجروحان، اسرا و این ملت بزرگ فداکار هستند، غیرممکن است؛ چرا که ما از کسانی نیستیم که به امانت شهدا، سرزمین و آینده نسلها خیانت کنیم.
این اعلامیه، نقشهی راهی برای نابودی بخشی از ملت لبنان و به بردگی کشیدن باقیمانده آن است.
اینکه مسیر امنیتی تحت شعار «آتشبس» توهمی پیش گرفته شود، و اینگونه تفسیر شود که حزبالله باید آتشبس را برقرار کند و رزمندگان باید میدان جنوب را ترک کنند، آن هم در سایه تداوم تجاوزات و تحت فشار نظامی، در واقع همان تسلیم شدن، شکست و تحقق اهداف دشمن است؛ و این [امید به چنین توافقی] مانند رویای ابلیس برای ورود به بهشت است.
ما تنها خواهان توقف کامل تجاوزات، برقراری آتشبس و عقبنشینی اسرائیل هستیم. آتشبس باید همهجانبه باشد؛ به این معنا که تفکیکی میان جنوب و سایر مناطق لبنان وجود نداشته باشد و دشمن اسرائیلی آزادی کشتار در خاک لبنان را نداشته باشد. تا زمانی که اشغالگری وجود دارد، مقاومت ادامه خواهد داشت.
ما به هیچکس تعهدی ندادهایم که در برابر تجاوزات مقاومت نکنیم و به آنها پاسخ ندهیم. تا زمانی که تجاوزات ادامه دارد، ما با تمام قدرتی که داریم با آنها روبرو خواهیم شد و در هر کجا که تصمیم بگیریم و بتوانیم، آنها را هدف قرار خواهیم داد. تا زمانی که روستاهای ما امن نیستند، بمباران و ویران میشوند و مردم ما کشته میشوند، شهرکهای اسرائیلی نیز امن نخواهند بود؛ و با قدرت و شدّت خود پیش بروید. قاتلان پیامبران بر زمین ما آرام نخواهند گرفت. ما با دشمنان خواهیم جنگید تا آنها را از سرزمینمان بیرون برانیم و تجاوزاتشان را متوقف کنیم؛ با توکل به یاری و مددی از جانب خداوند، و با دلاوری قهرمانان شجاع مقاومت، و با حمایت ملت بزرگ و استثناییمان که فداکاریهای بزرگی کرده است و ما بر آنها ارج مینهیم و در حمایت از مقاومت ثابتقدم است؛ و با بهرهگیری از ذخیره خون شهدا. خداوند متعال میفرماید: (لاَ تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللهِ مَا لاَ یَرْجُونَ وَکَانَ اللهُ عَلِیماً حَکِیماً).«و در جستجوی آن قوم سستی نکنید؛ اگر رنج میبرید، آری آنها نیز همانگونه که شما رنج میبرید رنج میبرند، اما شما از خداوند آنچه را آنها امید ندارند امید میبرید، و خداوند دانای حکیم است» (نساء ۱۰۴). ما به پیروزی این مقاومت حسینی اطمینان داریم: «و بر ما واجب بود که به مؤمنان پیروزی دهیم».
هدف اصلی باید حاکمیت لبنان باشد، که تنها از طریق یک راه حل انحصاری محقق میشود: توقف تمامی اشکال تجاوزات اسرائیل به لبنان (در زمین، هوا و دریا)، عقبنشینی از اراضی لبنان برای استقرار ارتش در جنوب رودخانه لیتانی، آزادی اسرا، بازگشت مردم به تمام روستاهایشان و بازسازی کشور.
ما هیچ پیوند و رابطهای میان «وجود مقاومت» و «توقف تجاوزات و عقبنشینی اسرائیل» نمیپذیریم. همچنین هیچکس حق ندارد در امور داخلی لبنان میان لبنانیها دخالت کند تا زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها را سازماندهی کند، یا تصمیماتی را که با حاکمیت کشورشان و حفاظت از آن در چارچوب «استراتژی امنیت ملی» (که خودشان بر سر آن توافق میکنند) در تضاد است، تحمیل کند.
ما بر وحدت ملی در برابر تجاوزات تأکید داریم که این خود نیرویی برای همه ماست.
ما مسئولیت را بر عهده دولت قرار میدهیم تا وظیفه خود را انجام دهد و به خلأ و شکافهای داخلی لبنان که ناشی از انتخابهای سیاسی آن [دولت] بوده است، رسیدگی کند؛ انتخابهایی که نماینده اجماع ملیِ اقشار لبنانی، اصول قانون اساسی و فرمول همزیستی مسالمتآمیز نیستند.
دولت مسئول است که برای انجام اقدامات و گفتگوهایی پیشقدم شود که منجر به اتحاد لبنانیها در برابر تجاوزات اسرائیل به کشورمان گردد، چرا که این تجاوز علیه همه ماست. شایستهتر آن است که فرزندان این سرزمین، ابتدا در برابر تجاوز با هم توافق کنند و سپس مسائل خود را زیر سقف قانون اساسی، توافق طائفی، وحدت شهروندان و همزیستی مسالمتآمیز حل کنند.
ما از مسئولان میخواهیم این مسخرهبازی و توهینی را که «مذاکرات مستقیم» نامیده میشود، متوقف کنند؛ تا با جلب حمایت تمام ملت خود حول محور «دولت دارای حاکمیت» که تحت مدیریت شماست، قدرتمندتر شوید؛ دولتی که دشمنان قطعاً تسلیم آن خواهند شد.