اخبار نخبگان

تعظیم شعائر، عبادتی قلبی است نه نمایشی/ پیام مرحوم علامه طباطبائی به حاجیان

تعظیم شعائر، عبادتی قلبی است نه نمایشی/ پیام مرحوم علامه طباطبائی به حاجیان

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام والمسلمین حمید ملکی، قائم مقام مدیر حوزه‌های علمیه، در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «تفسیر حج، شعائر الهی و فلسفه قربانی در قرآن» پرداخته است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

* روایت دیدار یکی از شاعران با علامه طباطبایی و تفسیر معنای حج

یکی از شاعران، درباره دیدار خود با مرحوم علامه طباطبایی نقل کرده است که پیش از عزیمت به حج، برای خداحافظی به محضر ایشان می‌رود. وی این دیدار را با حالتی همراه با ابتهاج توصیف می‌کند، اما می‌گوید پس از بازگشت، حالش کاملاً دگرگون شده و در هم‌رفته بوده است.

در پاسخ به پرسش اطرافیان درباره علت این حال، نقل می‌کند که علامه طباطبایی به او گفته‌اند: «می‌روی حج، ان‌شاءالله بروی که برنگردی». وی توضیح می‌دهد که منظور علامه بازنگشتن ظاهری نبوده، بلکه مقصود این بوده است که انسان همان‌گونه که رفته، بازنگردد و با تحولی درونی و تغییری اساسی به وطن بازگردد.

در ادامه، با اشاره به نمادین بودن اعمال حج تأکید می‌شود که این نمادها خود حامل پیام‌های عمیق هستند؛ چنان‌که در آیه «إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ» تصریح شده و تمام اعمال حج در زمره شعائر الهی قرار می‌گیرند. تعظیم این شعائر، طبق آیه ۳۲ سوره حج، نشانه‌ای از تقوای قلب انسان دانسته شده است.

* تبیین مفهوم شعائر الهی

در تفسیر آیه «وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوبِ» بیان شد که خود قرآن مصادیق شعائر الهی را ذکر کرده است؛ از جمله اصل حج، قربانی کردن و مناسک مرتبط با آن. واژه «شعائر» جمع «شعیره» به معنای نشانه و علامت است و این نشانه‌ها منحصر به نمادهای حج نیست، بلکه عزاداری برای سیدالشهدا(ع)، مجالس دینی، منبرها، علم‌ها و کتل‌ها نیز از شعائر الهی به شمار می‌آیند؛ چرا که همگی نشانه‌های دین هستند.

تعظیم شعائر، عملی است که ارتباط مستقیم با قلب انسان دارد و از اموری است که بدون قصد قربت تحقق نمی‌یابد. این عمل، از سنخ اعمالی است که نیت الهی در آن شرط است و اگر بدون قصد قربت انجام شود، هرچند ظاهری مشابه تعظیم داشته باشد، از نظر دینی تحقق نیافته و پذیرفته نیست.

همانند عملی که در ظاهر صالح است اما بدون نیت الهی انجام می‌شود و فاقد حسن فاعلی است.

از این‌رو، تعظیم شعائر ریشه در باور قلبی دارد؛ اگر انسان اعتقاد و احترام درونی نداشته باشد، تعظیم واقعی شکل نمی‌گیرد و اگر هم به ظاهر انجام شود، منافقانه خواهد بود. قلب‌های باتقوا هستند که شعائر الهی را بزرگ می‌شمارند.

در همین راستا، بزرگداشت شخصیت‌های دینی، علمی و معنوی که عمر خود را در راه احیای دین صرف کرده‌اند، از مصادیق تعظیم شعائر الهی دانسته شد؛ از جمله بزرگداشت شخصیت‌هایی چون آیت‌الله بهجت، امام خمینی، آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله خویی. این تعظیم، در مورد اهل‌بیت(ع) به‌مراتب جایگاه والاتری دارد و موجب انتقال این عظمت به نسل‌های آینده می‌شود.

* پاسخ به شبهه جایگزینی حج با کمک به فقرا

در پاسخ به این دیدگاه که به جای انجام حج می‌توان هزینه آن را به فقرا داد، تأکید شد که تعظیم شعائر الهی یک دستور الهی است و قابل جایگزینی با اعمال دیگر نیست، هرچند کمک به فقرا نیز جایگاه خود را دارد.

* تبیین مفهوم «قول زور» در آیه ۳۰ سوره حج

در تفسیر آیه ۳۰ سوره حج و دستور به پرهیز از «قول زور» بیان شد که قول زور به معنای «حرف زور» در عرف فارسی نیست، بلکه به معنای سخن باطل است. مفسران مصادیقی چون دروغ، شهادت باطل، آوازخوانی حرام و هر سخن بیهوده و باطل را برای آن ذکر کرده‌اند.

این پرهیز، اختصاص به حاجیان ندارد، اما برای محرمین تأکید بیشتری دارد. در این آیه، یکی از مصادیق قول زور، اعتقادات مشرکان در مناسک حج پیش از اسلام دانسته شد؛ جایی که در تلبیه خود برای خدا شریک قائل می‌شدند. قرآن هم‌زمان هم مشرکان را اصلاح می‌کند و هم مؤمنان را به اجتناب از سخنان باطل، بیهوده، دنیایی، دروغ، قسم‌های ناروا و امور غیرمعنوی در فضای حج فرا می‌خواند.

در عین حال، تأکید شد که تفریحات سالم و گفت‌وگوهای همراه با صفا و معنویت، مصداق قول زور نیست، اما بیهوده‌گویی و غفلت از فضای معنوی حج، با روح این عبادت ناسازگار است.

* فلسفه قربانی در حج

در پاسخ به پرسشی درباره سابقه قربانی در ادیان و ارتباط آن با قربانی‌های مشرکان، بیان شد که اصل قربانی از مناسک الهی است که نخستین بار به وحی الهی توسط حضرت ابراهیم(ع) تشریع شد.

ماجرای ذبح حضرت اسماعیل(ع) به‌عنوان یک امر امتحانی مطرح شد که در نهایت با فرستاده شدن «ذبح عظیم» تحقق یافت. این سنت بعدها دچار تحریف شد و مشرکان قربانی را به نام بت‌ها انجام دادند، اما قرآن و پیامبر اسلام(ص) این خرافات را نفی کرده و سنت اصیل الهی را احیا کردند.

قربانی در حج، نمادی از دل کندن از تعلقات، به‌ویژه سخت‌ترین تعلق یعنی فرزند، و تمرینی برای ایثار و گذشت دانسته شد. این نماد، حامل پیام‌های عمیق معنوی است و به انسان می‌آموزد که از آرزوهای دنیوی عبور کرده و به کمال انقطاع برسد.

* خیر قربانی از منظر قرآن

در تفسیر آیه ۳۶ سوره حج، که قربانی را از شعائر الهی دانسته و برای آن خیر معرفی می‌کند، توضیح داده شد که این خیر هم مادی و هم معنوی است. از نظر مادی، قربانی موجب تأمین نیاز فقرا، ایجاد اشتغال و جلوگیری از اسراف شده است؛ به‌ویژه با مدیریت صحیح که امروزه مانع هدررفت گوشت قربانی شده و آن را به کشورهای نیازمند ارسال می‌کند.

از نظر معنوی، قربانی تمرینی برای ایثار و گذشت است که انسان را از گذشت از مال به آمادگی برای گذشت از جان می‌رساند. این روحیه، در تعظیم شعائر الهی و آیین‌هایی مانند عاشورا نیز تقویت می‌شود.

همچنین با استناد به آیه «لَن یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَٰکِن یَنَالُهُ التَّقْوَیٰ مِنکُمْ» تأکید شد که خداوند نیازی به گوشت و خون قربانی ندارد و آنچه به خدا می‌رسد، تقوای انسان است؛ تقوایی که با عمل صالح، با خود انسان یکی می‌شود.

* کمال حج از منظر روایات

در پایان، با استناد به روایت امام باقر(ع) که فرمودند «تمام الحج لقاء الإمام»، بیان شد که کمال و تمامیت حج در ملاقات با امام معنا می‌یابد؛ چه ملاقات ظاهری و چه حضور قلبی. حج بدون پیوند با امام، فاقد اثر حقیقی است و توفیق مؤمنان در داشتن امام زنده و حاضر، زمینه‌ساز رسیدن به کمال حقیقی حج دانسته شد.

لینک منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *