قربانی، اوج تسلیم و رهایی از دلبستگیها/ وقتی تیغ با تسلیم روبرو شد
به گزارش خبرگزاری حوزه از اصفهان، همه چیز از یک رویا آغاز شد؛ رؤیایی که برای ابراهیم (ع) نه یک تصویر مبهم، که یک مأموریت سخت بود. تصور کنید پیرمردی که پس از سالها انتظار و دعا، در اوجِ پیری صاحب فرزندی شده که حالا عصای دست و نور چشمان اوست، ناگهان سختترین فرمانِ هستی را دریافت میکند: برخیز و دلبستگیات را قربانی کن.
وقتی تیغ با حقیقت روبرو میشود…
ماجرا به کوههای مِنا ختم شد. ابراهیم خلیل، اسماعیل را با خود همراه کرد. اما جالبترین بخش داستان، گفتگوی این دو نفر است؛ جایی که ابراهیم با صداقت تمام به پسرش میگوید: «پسرم، در خواب دیدهام که تو را ذبح میکنم.» و پاسخِ اسماعیل، اوجِ آن درامی است که تاریخ را تکان داد: «پدر جان، آنچه مأموری انجام بده، مرا صبور خواهی یافت.»
در آن لحظه که تیغ بر گلو نشست، فرشته وحی با قوچی فرود آمد. اما این تنها یک معجزه برای نجاتِ یک جان نبود؛ این یک پیامِ بزرگ برای تمام اعصار بود: خداوند خون نمیخواست، او «تسلیم» میخواست. آن چاقو نبرید، چون قرار نبود جانی گرفته شود؛ قرار بود «منیتِ» ابراهیم و «وابستگیِ» او ذبح شود تا او به مقامِ والای «امامت» برسد.
خونی که برای بیداری میریزد
شاید بپرسید در دنیای مدرن، فلسفه ذبح کردن یک حیوان چیست؟
روانشناسان و فیلسوفان دینی معتقدند قربانی کردن در واقع یک تمرین نمادین برای رهایی از دلبستگیهای سیاه است. هر کدام از ما در زندگی یک اسماعیل داریم؛ چیزی که بیش از هر چیز به آن وابستهایم. برای یکی مال است، برای دیگری پست و مقام و برای کسی دیگر غرور. عید قربان، یعنی پیدا کردن آن اسماعیل و بردنش به مذبحِ عقل و ایمان.
سفرهای که جغرافیا نمیشناسد
یکی از زیباترین ابعاد این عید، بُعد اجتماعی و انسانی آن است. در متون اصیل تاکید شده که گوشت قربانی باید به سه قسمت تقسیم شود: یکسوم برای خانواده، یکسوم برای بستگان و همسایگان، و یکسوم برای نیازمندان. این یعنی عید قربان، عیدِ مبارزه با گرسنگی است؛ یعنی عیدِ پیوند میان فقیر و غنی است و عیدِ یادآوری این نکته که تو تنها نیستی؛ ما اعضای یک خانواده بزرگ انسانی هستیم.
یا ما هم ابراهیم هستیم؟
حج، بدون قربانی ناتمام است و زندگی بدون گذشت، بیمعنا. عید قربان به ما میگوید برای آنکه بزرگ شوی، باید بتوانی از چیزهای کوچک بگذری. امروز، وقتی صدای جشن و سرور بلند میشود، از خودمان بپرسیم: امروز قرار است کدام خصلت بد، کدام خشم یا کدام کینه را قربانی کنم تا جای آن، شکوفههای مهربانی در دلم سبز شود؟
میراثِ خلیل در معرکه رمضان؛ وقتی صبر به سرخ تغییر رنگ میدهد
عید قربانِ امسال، بوی متفاوتی دارد؛ بوی باروت و بوی رهبری که در تلاقیِ ایمان و آتش، معنای جدیدی به واژه فداکاری بخشید. داستانی که از منا آغاز شده بود، حالا در میانههای جنگ رمضان به اوجِ خود رسیده است.
تاریخ همیشه با یک پرسش سخت آغاز میشود: برای آنچه باور داری، چقدر حاضری هزینه کنی؟ ابراهیم (ع) با کارد بر گلوی دلبستگیاش ایستاد تا ثابت کند حقیقت، فراتر از تعلقات است. اما امسال، این پرسش نه در لای کتابهای تاریخ، که در کوچههای شهر و سنگرهای جبهه، با صدایی بلندتر طنینانداز شد.
ماهی که در آن جان به ضیافت رفت
جنگ رمضان فقط یک رویارویی نظامی نبود و یک آزمون بزرگ ملی است. در حالی که سایه سنگین تهاجم رژیم صهیونیستی و آمریکا بر آسمان ایران سنگینی میکرد، ملت ایران با پدیدهای مواجه شد که در معادلات سیاسی جهان نمیگنجد: «رهبری که پیشمرگِ ملت شد.»
شهادت آیتالله خامنهای در جریان این تجاوزات، فلسفه قربانی را از قالب یک آیین سالانه، به یک حقیقتِ جاری تبدیل کرد. او نشان داد که مقام رهبری، ایستادن در نوک پیکانِ خطر است. او خود را فدا کرد تا سدِ دفاعی ایران نشکند؛ و این تکرارِ همان سنتِ ابراهیمی، اما در ابعاد یک تمدن است.
وقتی خونِ یک رهبر در راه دفاع از خاک و عقیده ریخته میشود، دیگر سخن از سوگواری نیست؛ سخن از اقتدار است. در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، زمانی که مسئولیت سنگین رهبری به آیتالله مجتبی خامنهای سپرده شد، جهان شاهد بود که این قربانی دادن نه تنها باعث فروپاشی نشد، بلکه رشتههای اتحاد ملی را محکمتر کرد. این همان «رمزِ ابراهیمی» است؛ که در پسِ هر گذشتن و قربانی کردنی، یک تولدِ بزرگتر نهفته است.
اگر در عید قربان، حیوانی ذبح میشود تا به یاد بیاوریم که نباید بنده تعلقات باشیم، امسال کلِ یک ملت، بزرگترین دارایی خود (رهبرش) را به پیشگاهِ آرمانِ استقلال تقدیم کرد. جنگ رمضان ثابت کرد که «امنیت» و «عزت» رایگان به دست نمیآید.
بنیاد این عید بر این است که: هر چیزی که مانعِ رسیدن به قله است، باید فدا شود. و امروز، ایران سرافرازتر از همیشه است، چون در سختترین لحظاتِ تاریخ، بزرگترینِ خود را برای کوچکترینِ مردمش فدا کرد.
عیدی که با حماسه پیوند خورد
عید قربان امسال، مجالی است برای اندیشیدن به هزینهی ایستادگی. ما امروز فقط به یادِ ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) نیستیم؛ ما به یاد تمام کسانی هستیم که در ماه مبارک رمضان، افطارشان را با خونِ سرخ شهادت گشودند. رهبر شهید ما، با خون خود امضای ابدیِ این انقلاب را تمدید کرد و نشان داد که در مسلخِ عشق، جز نکو را نکشند.
امروز، پرچم معامله با خدا در دستِ خلفی است که با تکیه بر همان میراثِ شهادت، ایران را به سوی افقهای روشنتر میبرد. این عید، جشنِ پیروزیِ ایثار بر ترس است.