ولایتمداری را میتوان با الگوی خانواده و زندگی امروز به تصویر کشید
خبرگزاری حوزه | ابراهیم اصغری، تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفت وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه هنر سینما به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای فرهنگسازی در عصر حاضر، ظرفیتهای بینظیری برای عینیتبخشی به مفاهیم انتزاعی و دینی دارد، اظهار کرد: برای اینکه بتوانیم مفاهیم متعالی مانند «ولایتمداری» را به زبان تصویر ترجمه کنیم، نیازی نیست لزوماً سراغ قصههای کهن یا فضای تاریخی برویم؛ بلکه میتوان با بهرهگیری از نمادها و مینیاتورهای اجتماعی، این حقیقت را در تار و پود زندگی امروز بازسازی کرد. به نظر من، الگوبرداری از نهاد خانواده، یکی از بهترین و ملموسترین روشهاست. خانوادهای را تصور کنید که در آن، پدر به عنوان بزرگ خانواده، محور انسجام، تصمیمگیری عقلانی و اخلاقی است و سایر اعضا به دلیلِ درایت، مهر و عدالت او، با میل و رغبت از نظراتش تبعیت میکنند. این تصویر، یک الگوی کوچک و دقیق از ولایتمداری است. اگر بتوانیم در آثار سینمایی، شخصیتهایی خلق کنیم که به لحاظ اعتقادی، اخلاقی و انسانی، در تراز یک «مغز متفکر» برای یک مجموعه – خواه خانواده باشد، خواه یک مدرسه یا یک شرکت – عمل کنند، آنگاه میتوانیم ولایتمداری را از یک مفهومِ تئوریک به یک «تجربه زیسته» تبدیل کنیم. چنین شخصیتهایی میتوانند در بزنگاههای سخت و بحرانی، با تکیه بر حکمت خود، مجموعه را از تلاطمها عبور دهند و این همان چیزی است که مخاطبِ امروز برای درکِ حقیقتِ ولایت به آن نیاز دارد.
این تهیهکننده سینما در بخش دیگری از صحبتهای خود با تأکید بر لزومِ عبور از رویکردهای تاریخیِ صرف در روایت غدیر، افزود: قطعاً تصویرگری از واقعه غدیر در آثار نمایشی، صرفاً نمیتواند و نباید به کارهای تاریخی محدود شود. ما اگر بخواهیم غدیر را تنها در چارچوبِ واقعهنگاری قرن اول هجری محبوس کنیم، خودمان را از کارکردهای تربیتی و اجتماعیِ بینظیر آن در عصر حاضر محروم کردهایم. اتفاقاً باید به سمت تولیداتی حرکت کنیم که مصداقهای امروزی داشته باشند و بتوانند نیازهای روحی، اجتماعی و فکری نسل جوانِ امروز را پاسخ دهند. غدیر، نمادِ استمرارِ راهِ حق و جانشینیِ الهی است؛ این یعنی در هر زمانی، جامعه محتاجِ رهبری است که بر مدارِ عدل و اخلاق حرکت کند. اگر فیلمساز بتواند این «اصل» را در قالبِ قصههای اجتماعیِ روز روایت کند، بدون آنکه حتماً نیاز باشد از نامها و وقایع تاریخیِ مستقیم استفاده کند، میتواند مخاطبِ جوان را با حقیقتِ ولایت پیوند دهد. این نوع روایت، بهجای آنکه مخاطب را به حافظه تاریخیاش ارجاع دهد، او را با یک پرسشِ بنیادینِ اخلاقی در زندگیِ امروزش روبرو میکند.
وی در پاسخ به این پرسش که برای جهانیشدنِ پیامهای دینی و مفاهیمِ مرتبط با غدیر چه باید کرد، تصریح کرد: قطعاً کاری که با نگاهِ مخاطب جهانی ساخته شود، ظرفیتِ اثرگذاریِ بسیار بیشتری دارد و میتواند از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی فراتر رود. اگرچه از منظر اعتقادی، اولویتِ نخستِ ما همیشه ایران و جهان اسلام بوده است، اما سینما یک زبانِ بینالمللی است. وقتی ما قصهای تعریف میکنیم که بر ارزشهای فطری و انسانیِ مشترک استوار است، طبیعی است که مخاطب جهانی نیز با آن همذاتپنداری میکند. برای جهانیشدنِ پیام غدیر، باید روی مفاهیمی متمرکز شویم که دغدغه تمامِ انسانهای حقیقتجوست؛ مفاهیمی نظیر عدالت، وفای به عهد، کرامت انسانی، ایستادگی در برابر ظلم و حقگرایی. اگر فیلمساز بتواند با بهرهگیری از استانداردهای کیفیِ بالا، چنین مفاهیمی را در قالبِ سینمایِ جهانشمول روایت کند، غدیر نه تنها برای شیعیان، بلکه برای تمام جویندگان عدالت در جهان به یک نقطه امیدبخش تبدیل خواهد شد. در واقع، سینمایِ جهانیِ دینی، سینمایی است که در آن، اخلاق و معنویت به زبانِ هنرِ فاخر و جهانی ترجمه شده باشد.
اصغری در آسیبشناسیِ تولیداتِ دینی و پرهیز از شعارزدگی گفت: مهمترین نکتهای که در تولیدِ آثار با موضوعاتِ غدیر و ولایت باید رعایت شود، دوری از شعارزدگی و پرهیز از پرداختن به مسائلی است که برای جامعه امروز، بهویژه نسل جوان، ملموس نیست. ما متأسفانه گاهی به دامِ «سیاستزدگی» میافتیم. باید مراقب باشیم که در تولیداتِ هنری، ناخواسته تحتتأثیرِ تفکراتِ غربی – چه لیبرالیستی و چه کمونیستی – که اساساً با مبانیِ اندیشه توحیدی ما متفاوت هستند، قرار نگیریم. این یک آفت بزرگ است که بخواهیم مفاهیم قدسی را با لنزِ تفکراتِ سیاسیِ خاصِ جهان غرب تفسیر کنیم. آموزههای غدیر، بسیار فراتر از این دستهبندیهای سیاسی و اجتماعیِ روزمره هستند. این آموزهها به مسائل کلانِ انسانی و اخلاقی میپردازند که ازلی و ابدیاند. بنابراین، اگر هنرمند بتواند از حواشیِ بیمورد و بازیهای سیاسیِ متداول فاصله بگیرد و به عمقِ انسانیِ قضیه توجه کند، اثرش از گزندِ سطحینگری در امان خواهد ماند.
وی افزود: مشکل اینجاست که گاهی فیلمساز یا مدیرِ فرهنگی، برای پر کردنِ بیلانهای کاری یا مناسبتهای تقویمی، دست به تولیدِ کارهای دمدستی میزند. مخاطبِ امروز، بهویژه نسلِ جوان که با رسانههای متنوع و حرفهایِ دنیا احاطه شده است، بلافاصله شعار را تشخیص میدهد و آن را پس میزند. کارِ هنریِ واقعی، باید «فکرِ مخاطب» را درگیر کند، نه اینکه صرفاً «گوشهای او» را با مفاهیمِ تکراری پر کند. ولایتمداری، یک موضوعِ زنده و پویاست؛ ولایت یعنی پیوندِ محبتآمیز و منطقیِ انسان با حقیقت. اگر در فیلمنامه، شخصیتها باورپذیر نباشند و چالشهای آنها با مسائلِ روزِ جامعه گره نخورده باشد، فیلم شکست میخورد. ما نباید غدیر را به یک بیانیه تبدیل کنیم، بلکه باید آن را به یک «داستان» تبدیل کنیم؛ داستانی که در آن، قهرمان برای انتخابِ راهِ درست، با دشواریهای درونی و بیرونی روبروست و در نهایت، به جایگاهی میرسد که ولایت را به عنوانِ سزاوارترین انتخاب برای سعادت میپذیرد.
اصغری در پایان بیان کرد: مسیری که باید طی کنیم، مسیری طولانی اما روشن است. مدیریتِ فرهنگی باید فضای امنی برای هنرمندان فراهم کند تا آنها بتوانند بدون دغدغههای معیشتی و فشار برای تولیداتِ سریع و سطحی، به سراغِ پروژههای فاخر بروند. وقتی از تصویرسازیِ ولایت حرف میزنیم، یعنی باید هنرمندِ ما به چنان پختگیای برسد که بتواند ظرافتهای اخلاقی و انسانیِ رهبری و پیروی را به تصویر بکشد. این کار، نیازمندِ تحقیقِ گسترده، مشاوره با نخبگانِ دینی و البته نگاهِ نو در فیلمنامهنویسی است. اگر ما بتوانیم در آثارمان، پیوندی بینِ نیازهایِ عاطفیِ انسان و حقیقتِ ولایت ایجاد کنیم، آنگاه مخاطب، فارغ از هر نگاهِ سیاسی، تشنهی دیدنِ این آثار خواهد بود. غدیر، ظرفیتِ بیکرانی دارد؛ هنرمندِ ما تنها باید هنرِ استخراجِ این گنجینه را از لایههای سطحیِ مناسبتی داشته باشد و آن را در متنِ زندگیِ مردمِ جهانِ معاصر به جریان بیندازد. امیدوارم با همتِ سینماگران و نگاهِ راهبردیِ مدیرانِ فرهنگی، شاهدِ روزی باشیم که سینمایِ ایران، سردمدارِ روایتِ مفاهیمِ بلندِ اخلاقی و ولایی در سطحِ جهانی باشد، بهگونهای که هر مخاطبی با دیدنِ آن آثار، نورِ هدایت و عدالت را در میانِ تاریکیهایِ دنیایِ مدرن، به وضوح لمس کند.
انتهای پیام