یادداشت | بررسی معجزه شقالقمر
به گزارش خبرگزاری حوزه،معجزه شق القمر، با شکافته شدن ماه به اذن خدا و به دست پیامبر (ص)، نه تنها نشان از قدرت بیانتهای الهی داشت، بلکه گواهی بر صدق نبوت پیامبر اکرم (ص) بود و در قرآن نیز به آن اشاره شده است.
شق القمر
معجزه شق القمر در مکه و قبل از هجرت پیامبر به مدینه بنا به درخواست جمعی از سران قریش و مشرکان، مانند: ابوجهل، ولید بن مغیره، عاص بن وائل و دیگران در شب چهاردهم ذیالحجه اتفاق افتاد.۱
جابر بن یزید جُعفی از امام باقر (ع) جریان شق القمر را چنین بیان میدارد: «امام باقر (ع) فرمود: هنگامی که رسول خدا رسالت خود را در مکه اظهار کرد، معجزات بزرگ و دلایل آشکار بر نبوت خود نشان داد، قبایل قریش، پس از دیدن معجزات او در تعجب و حیرت فرو رفتند، پس در محلی جمع شدند و به صاحبنظران قبایل گفتند: درباره محمد چه نظری دارید؟ او کارهایی انجام میدهد که هیچ ساحر، کاهن و جنی نیز نمیتواند انجام دهد و هیچ معجزهای را پیامبران پیشین نیاوردهاند، مگر اینکه او مثل آن یا بزرگتر از آن را آورده است. پس از مشورت، در پایان به این نتیجه رسیدند که از محمد (ص) بخواهیم که ماه را بشکافد و دو قسمت کند؛ چون تاکنون نشنیدهایم کسی در ماه تصرف کند؛ ولی در خورشید، وصی موسی یوشع بن نون تأثیر گذاشته است. با این تصمیم خدمت پیامبر اسلام رفتند و عرض کردند: ما از تو معجزهای را میخواهیم. اگر انجام دادی، نبوت تو را تصدیق خواهیم کرد، و آن این است که شب هنگام، وقتی که ماه طلوع کرد، از پروردگارت که تو را فرستاده است، بخواهی که ماه را بشکافد. حضرت فرمودند: آیا به قول خودتان پایبند هستید، و در صورت انجام این معجزه، به خدا و رسولش ایمان میآورید؟، گفتند: آری.
این خبر میان مردم منتشر شد و همه مردم مکه اول شب کنار خانه کعبه جمع شدند و دیدند که رسول خدا (ص) و امیر مؤمنان (ع) و کسانی که تا آن روز به خدا و رسولش ایمان آورده بودند، دور کعبه طواف میکنند و صلوات میفرستند. ابوجهل و ابوسفیان به پیامبر عرض کردند: امشب سحر و کهانت تو باطل میشود. ماه طلوع کرده است، اگر راست میگویی، به وعده خود وفا کن. رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود: ای اباالحسن! برو نزدیک کوه صفا بایست، بعد به حالت هروله به طرف مَشعَرَین (شاید منظور از مشعرین، مروه یا محلی میان صفا و مروه و یا چیز دیگری باشد) حرکت کن و این دعا را با صدای بلند بخوان: اللَّهُمَّ رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ الْحَرَامِ وَ الْبَلَدِ الْحَرَامِ وَ زَمْزَمَ وَ الْمَقَامِ وَ مُرْسِلَ هَذَا الرَّسُولِ التِّهَامِیِّ ائْذَنْ لِلْقَمَرِ أَنْ یَنْشَقَّ وَ یَنْزِلَ إِلَی الْأَرْضِ فَیَقَعَ نِصْفُهُ عَلَی الصَّفَا وَ نِصْفُهُ عَلَی الْمَشْعَرَیْنِ فَقَدْ سَمِعْتَ سِرَّنَا وَ نَجْوَانَا وَ أَنْتَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ؛۲ ای پروردگار این خانه حرام (کعبه) و شهر حرام (مکه) و پروردگار [آب] زمزم و مقام [ابراهیم] و ای فرستنده این پیامبر تهامی (از اسامی مکه است) به ماه اذن بده که شکافته شود، به زمین بیاید، نصفش بر کوه صفا و نصفش بر مشعرین قرار گیرد! تو سخنان سری و نجوای ما را شنیدی و تو بر هر چیزی آگاهی.
در اینجا مشرکان قریش خندیدند و گفتند: از علی که به حد بلوغ نرسیده و گناه ندارد، کمک میگیرد! در این بین ابولهب نیز جسارتی کرد و جواب دندانشکنی شنید.
سپس فرمود: یا علی! از جاهلان به خدا پناه ببر و دستوری را که دادم، انجام بده! امام علی (ع) دستور پیامبر را اجرا کرد و هنوز دعایش به پایان نرسیده بود که تغییراتی در زمین و آسمان پیدا شد. مشرکان همگی گفتند: ای محمد! از شکافتن ماه عاجز شدی، اکنون میخواهی با سحر و جادویت ما را گرفتار کنی!؟، فرمود: آسمان و زمین طاقت شنیدن این دعا را ندارند، و اینک وقت آن رسیده است که خدا خواستهام را اعطا کند. همگی برخیزید و به سوی ماه نگاه کنید. ناگهان ماه دو قسمت شد؛ نصفش بر صفا و نصف دیگرش بر مشعرین قرار گرفت و داخل شهر مکه و وادیهای آن را روشن ساخت. کفار و منافقان فریاد زدند: محمد ما را با سحر خود هلاک کرد. ای محمد! هر کار بکنی، ما به تو و به آنچه که آوردهای، ایمان نخواهیم آورد. سپس ماه به جایگاه اصلی خود برگشت. اکثر مردم یکدیگر را ملامت میکردند و میگفتند: دیگر عذری نداریم و حجت بر ما تمام شد. به دنبال این جریان ششصد و دوازده نفر ایمان آوردند و بیشتر آنها تا زمان هجرت به مدینه ایمان خود را کتمان میکردند».
شق القمر در قرآن کریم
قرآن کریم در آغاز سوره قمر به صراحت معجزه شق القمر را بیان کرده، آنجا که میفرماید: «اقْتَرَبَتِ السَّاعَه وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ یَرَوْا آیَه یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ وَ کَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ وَ کُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ؛ قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت! و هرگاه نشانه و معجزهای را ببینند، روی گردانده و میگویند: این سحری مستمر است! آنها (آیات خدا را) تکذیب کردند و از هوای نفسشان پیروی نمودند و هر امری قرارگاهی دارد».
در این آیه ابتدا از دو حادثه مهم سخن میگوید؛ یکی نزدیک شدن قیامت که سرآغازی برای زندگی نوین در جهان دیگر است و حادثه دیگر، معجزه بزرگ شق القمر که هم دلیلی بر قدرت خدا بر هر چیزی و هم نشانهای از صدق دعوت پیامبر گرامیاش است.
تمام مفسران قرآن -اعم از شیعه و اهلسنت- این آیات را مربوط به معجزه شق القمر دانستهاند. فخر رازی در تفسیر آیه اول گفته: «و المفسّرون بأسرهم علی أنّ المراد انّ القمر انشقّ، و حصل فیه الانشقاق، و دلّت الاخبار علی حدیث الانشقاق، و فی الصحیح خبر مشهور رواه جمع من الصحابه.۳
مفسران قرآن همگی بر این باورند که مراد آیه این است که ماه شکافته شد و در آن انشقاق حاصل گشت، و اخبار صحیح مشهور که جمعی از صحابه آنها را نقل کردهاند، بر این مطلب دلالت دارند».
مرحوم طبرسی نیز پس از تطبیق آیه مذکور بر معجزه شق القمر میگوید: «و علیه جماعه المفسّرین؛ همه مفسران بر همین عقیدهاند». سپس تنها از سه نفر (عثمان بن عطاء به تبعیت از پدرش، حسن بصری و بلخی) به عنوان مخالف نام برده که آیه را مربوط به اشراط الساعه و حوادث واقع در آستانه قیامت دانستهاند.۴ وی در رد نظر آنها گفته: «و هذا لا یصحّ لأنّ المسلمین اجمعوا علی ذلک؛ حرف اینها صحیح نیست؛ زیرا تمام مسلمانان اجماع دارند بر این (که آیه مربوط به معجزه شقالقمر است)».۵
شیخ طوسی نیز میگوید: «فمن انکر انشقاق القمر… فقد ترک ظاهر القرآن؛ کسی که (مثل حسن بصری و بلخی) انشقاق ماه را انکار نماید… مضمون ظاهر قرآن را رها کرده است»، و پس از نقل روایت شق القمر از عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، عبدالله بن عمر، حذیفه بن یمان، ابن عباس، جبیر بن مطعم، مجاهد و ابراهیم، میگوید: «و قد اجمع المسلمون علیه و لا یعتدّ بخلاف من خالف فیه لشذوذه لأنّ القول به اشتهر بین الصحابه فلم ینکره احد؛۶ تمام مسلمانان بر این مطلب اجماع دارند و به مخالفت مخالفان نیز اعتنایی نمیشود؛ زیرا آنها در اقلیت هستند و این نظریه (اعجاز شق القمر) میان صحابه پیامبر اسلام شهرت داشته و کسی آن را انکار نکرده است».
علامه طباطبایی نیز در تفسیر این آیه میگوید: «تشیر الآیه إلی آیه شقّ القمر الّتی اجراها الله تعالی علی ید النّبی بمکه قبل الهجره، إثر سؤال المشرکین من أهل مکه، وقد استفاضت الروایات علی ذلک، واتّفق أهل الحدیث و المفسرون علی قبولها؛۷ این آیه اشاره دارد بر معجزه شق القمر که خداوند آن را در مکه، قبل از هجرت پیامبر به مدینه، به دنبال درخواست مشرکان مکه، به دست پیامبرش انجام داد. روایات مستفیض بر این مطلب دلالت دارد و مورد قبول همه محدثان و مفسران میباشد».
شبهات و اشکالات
از جمله سؤالات مهمی که در مورد شق القمر مطرح شده چگونگی وقوع انشقاق و شکاف در اجرام آسمانی است، و آیا عقل و علم آن را ممکن میداند یا محال؟
فخر رازی میگوید: «و اما داستان امتناع خرق و التیام در افلاک (طبق عقیده ابطال شده بطلمیوسی) مطلبی بیاساس و غیر علمی است؛ چون جواز خرق و تخریب در آسمانها با دلایل عقلی و علمی ثابت شده است».۸
در تفسیر نمونه پس از طرح سؤال فوق، آمده است: «پاسخ این سؤال، با توجه به مطالعات و اکتشافات دانشمندان فلکی، چندان پیچیده نیست؛۹ زیرا اکتشافات میگوید: چنین چیزی نه تنها محال نیست؛ بلکه بارها نمونههای آن مشاهده شده، هر چند در هر کدام، عوامل خاصی مؤثر بوده است… ت. به هر حال، مسئله انفجار و انشقاق در کرات آسمانی، امری بیسابقه نیست، و هرگز از نظر علم، محال نمیباشد، تا گفته شود اعجاز به محال تعلق نمیگیرد. اینها همه در مورد انشقاق است؛ ولی بازگشت آن به حال معمولی، بر اثر نیروی جاذبهای که میان دو قطعه وجود دارد، کاملاً امکانپذیر است. گرچه در هیئت قدیم که بر محور عقیده بطلمیوس و افلاک نُهگانه پوست پیازیاش دور میزد، چنان این افلاک بلورین به هم پیوسته بودند که خرق و التیام آنها از نظر عدهای محال بود، و لذا پیروان این عقیده، هم معراج جسمانی را منکر بودند، و هم شق القمر را؛ چراکه موجب شکافته شدن و سپس التیام در افلاک بود؛ ولی امروزه که فرضیه هیئت بطلمیوس به دست افسانهها و اسطورههای خیالی سپرده شده، و اثری از آن افلاک نُهگانه باقی نمانده، زمینهای برای این سخنان باقی نمانده است».۱۰
این اتفاق همچنین توسط دانشمندان سازمان فضا نوردی ناسا تأیید شده است. براساس گزارش این سازمان کره ماه در گذشته، دو نیم شده و سپس پیوند خورده است. در این گزارش که توسط سفینه فضایی کلمنتاین تهیه شده است، چنین آمده است: «کره ماه صدها سال پیش به دو نیم متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شده است».۱۱
شق القمر در روایات
در منابع حدیثی شیعه و اهلسنت روایات فراوانی درباره اصل وقوع این معجزه رسیده که بیش از حد استفاضه است و شاید به حد تواتر معنوی رسیده باشد.
علامه مجلسی میگوید: «و قد روی انشقاق القمر جماعه کثیره من الصحابه؛۱۲ جریان شکافته شدن ماه را جماعت کثیری از صحابه پیامبر نقل کردهاند».
آیتالله مکارم شیرازی نیز پس از اشاره به داستان شق القمر میگوید: «اگر دعوی تواتر در این حدیث نشود، لااقل از احادیث مشهور میان شیعه و اهلسنت است».۱۳
همچنین آیتالله دوزدوزانی میگوید: «وَ قَدْ اسْتَفَاضَتِ فِیهِ روایاتٌ بِلْ تواطرت؛۱۴ روایات در باب آن به حد استفاضه بلکه به حد تواطر رسیده است».
آلوسی از مفسران اهلسنت میگوید: «درباره معجزه شق القمر احادیث صحیح بسیار است و در مورد تواتر آن اختلاف وجود دارد؛ برخی گفتهاند: متواتر نیست؛ ولی در شرح مواقف شریفی آمده که متواتر است و علامه ابن سبکی نیز در شرح مختصر ابن حاجب گفته: به عقیده من، صحیح این است که خبر انشقاق قمر متواتر و منصوص در قرآن بوده و در صحیحین (بخاری و مسلم) با طریقهای مختلف روایت شده که در تواتر آن شکی نیست».۱۵
علامه طباطبایی میگوید: «ورد انشقاق القمر لرسول الله فی روایات الشیعه عن ائمه اهل البیت کثیراً و قد تسلّمه محدّثوهم و العلماء من غیر توقّف؛۱۶ جریان شکافته شدن ماه توسط رسول خدا در روایات شیعه از ائمه اهلبیت (ع) از طریق شیعه وارد شده، و علما و محدثان شیعه نیز بدون تردید آن را پذیرفتهاند».
همچنین در جایی دیگر در بحث روایی مربوط به آیات آغازین سوره قمر میگوید: «اهلسنت نیز شکافته شدن ماه با دعای پیامبر (ص) را با طریقهای مختلف بسیاری از چند نفر از صحابه پیامبر نقل کردهاند که آنها عبارتاند از: انس بن مالک، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر، جبیر بن مطعم، ابن عباس و حذیفه بن یمان، که آلوسی حضرت علی (ع) را هم از راویان این حدیث شمرده است. دلیل آن از قرآن کریم، آیات اقْتَرَبَتِ السَّاعَه وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ إِنْ یَرَوْا آیَه یُعْرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ است؛ چون مضمون آیه دوم (هرگاه معجزهای را ببینند، روی گردانده، و میگویند: این سحری مستمر است) با هیچ چیزی نمیسازد، جز با معجزه شق القمر که در آیه اول (با جمله وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ آمده است) از آن خبر داده و آن معجزهای است که نزدیک به زمان نزول این آیات واقع شده و مشرکان از آن معجزه نیز همانند معجزات دیگر روی گردانده و گفتند: این سحری مستمر است، و از حدیث نیز روایات مستفیض بسیاری بر آن دلالت دارد که شیعه و سنی آنها را نقل کردهاند و همه محدثان پذیرفتهاند، پس کتاب و سنت هر دو بر وقوع این معجزه دلالت دارند، و اما اینکه یکی از کرات آسمانی شکافته شود، فینفسه ممکن است و از نظر عقل دلیلی بر محال بودن آن وجود ندارد و وقوع حوادث خارق العاده -که محال ذاتی و عقلی نمیباشد- ممکن و جایز است، و معجزه نیز از این قبیل است، … پس قبول و اعتقاد به این معجزه واجب است؛ اگرچه از ضروریات دین نمیباشد».۱۷
حجت الاسلام حبیب عباسی
پی نوشت ها:
۱. تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۲۸؛ تفسیر القمی، ج ۲، ص ۳۴۱.
۲. الهدایه الکبری، ص ۷۰، ح ۲۴؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۵، صص ۲۱۵-۲۱۶.
۳. مفاتیح الغیب، ج ۲۹، ص ۲۸۸.
۴. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۳۱۰.
۵. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۲۸۲.
۶. التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۴۴۳.
۷. المیزان، ج ۱۹، ص ۵۵.
۸. مفاتیح الغیب، ج ۲۹، ص ۲۸۸.
۹. در این زمینه شخصیتی به نام دکتر دیوید پیت کوک که هماکنون رئیس کرسی حزب اسلامی بریتانیا است میگوید: موسسه ناسا سالها در این رابطه مطالعه و تحقیق انجام داده است و مقالاتی فراوانی در این رابطه ارائه دادهاند. در این رابطه شکافهایی فراوانی را میتوان توسط عکسها بر روی کره ماه دید این شکافها بر سه نوع است؛ اول شکافهای مارپیچی است دوم شکافهای دایرهای است که گاهی قطرش به هزار کیلومتر میرسد و آخر شکافهای مستقیمی است که به طور کمربندی دور ماه را گرفته است. دانشمندان احتمال میدهند که شکافهای دایرهای در اثر سقوط سنگهای آسمانی است؛ اما شکافهایی کمربندی که دور ماه را گرفته است نمیتواند با سقوط سنگ آسمانی پدید آمده باشد. آنها ادامه دادند: طبق تصاویری که از توسط فضانوردان ارائه شده است کاملا مشخص میشد که این دو نیم کره چگونه پس از جدا شدن از هم به یکدیگر جوش خورده و متصل شدهاند.
۱۰. تفسیر نمونه، ج ۲۳، صص ۲۳-۲۶.
۱۱. روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۷۶۰۸، تاریخ ۲۳/۰۷/۱۳۸۴.
۱۲. بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۳۴۸؛ تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۱۷۴.
۱۳. معراج، شق القمر، عبادت در قطبین، ص ۹۸.
۱۴. دروس فی تفسیر القرآن، ص ۷۰.
۱۵. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج ۱۴، ص ۷۴.
۱۶. المیزان، ج ۱۹، ص ۵۹.
۱۷. همان، ج ۱۹، ص ۶۰.
منابع و مآخذ
- قرآن کریم
- تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش.
- تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی، دارالکتاب، قم، ۱۴۰۴ ق.
- مفاتیح الغیب، محمد بن عمر رازی، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ ق.
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش.
- التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، دار الاحیاء التراث العربی، بیروت، بیتا.
- المیزان، سید محمدحسین طباطبایی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۳۹۰ق.
- معراج، شق القمر، عبادت در قطبین، ناصر مکارم شیرازی، نسل جوان، قم، ۱۳۹۰ ش.
- بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، موسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۹ ق.
- تفسیر نور الثقلین، عبد علی حویزی، انتشارات اسماعیلیان، قم، ۱۴۱۵ ق.
- دروس فی تفسیر القرآن، یدالله دوزدوزانی، نشر تابان، تهران، ۱۴۲۸ ق.
- روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، سید محمود آلوسی، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ ق.
- الهدایه الکبری، حسین بن حمدان خصیبی، نشر البلاغ، بیروت، ۱۴۱۹ ق.
- البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ ق.